💠 اول خانواده، سپس مدرسه

💠 اول خانواده، سپس مدرسه

سال‌ها پیش که مدیر دبیرستان بودم، دانش‌آموزی داشتم که رفتارش با دیگران خیلی متفاوت بود؛ او در همه چیز از دیگران جلوتر بود، ارتباطش با دیگران عالی بود، در مهارت یادگیری و زندگی از همه حتی از سنش پیش‌تر بود، به عبارت دیگر هر چه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت.

📌یکی از روال‌های تربیتی مدرسه ما این بود که والدین موفق، روش‌های تربیتی خودشان را در جلسات آموزش خانواده برای دیگران بیان می‌کردند.

در اولین جلسه که مادرش آمده بود، سخنانش را این‌گونه شروع کرد؛ الگوی رفتاری ما در خانواده، رفتار همسرم است و سپس ادامه داد و گفت: همسرم، انسان بسیار مؤدب، باهوش، صمیمی، فداکار و انسان‌دوست است؛ به‌رغم کار و گرفتاری‌هایش با بچه‌ها بازی می‌کند، به حرف‌هایشان با دقت گوش می‌دهد و با ظرافت جواب‌های منطقی می‌دهد، او نه تنها فرزندان‌مان را، بلکه همه مردم را با جان و دل دوست دارد، عشق و دوست داشتن در زندگی ما موج می‌زند، عشق به یادگیری، عشق به مهربانی، عشق به کمک به دیگران و... خلاصه اینکه فرزندم دست‌پروده همسرم است و من از او ممنونم که در تربیت بچه‌ام سنگ‌تمام گذاشت.

سخنان مادر مرا کنجکاوتر کرد که نظر پدر را هم بدانم. از این رو در جلسه بعدی از پدر دانش‌آموز دعوت کردم که سخنران جلسه آموزش خانواده باشد.
وقتی پدر دانش‌آموز پشت تریبون قرار گرفت، بدون درنگ گفت: همسرم به‌رغم گرفتاری‌های شغلی که دارد، در خانه یک همسر و مادر نمونه است، به مسائل تربیتی بسیار علاقه‌مند و آگاه است، به خانواده و فرزندان‌مان عشق می‌ورزد، آنها را از صمیم قلب دوست دارد، در دوران طفولیت با لالایی‌هایش به بچه‌ها آرامش می‌داد، و بعدها قصه‌های آموزنده برایشان تعریف می‌کرد و الان هم برای صحبت‌های صمیمی با بچه‌ها وقت می‌گذارد.

💡نتیجه اینکه مدرسه بعد از کانون خانواده می‌تواند مهد پرورش استعدادها، مرکز تمرین آداب اجتماعی، کانون بروز و ظهور خلاقیت‌ها و کارگاه ساختن شخصیت نسل آینده جامعه باشد.
اگر خانواده معیوب و نارسا باشد، مطمئناً مدرسه هم نمی‌تواند کیمیاگری کند.


🔖کانال تخصصی آقای دبـیر؛ یادداشت‌های یک دبیر دهه شصت در حوزه تعلیم و تربیت:
http://t.me/joinchat/AAAAAEB_EDXLSjXQncw8Kw