تو کیستی که پراکنده در هوای منی. تنیده‌ای به وجودم ولی سوای منی.. کجای زمزمه هایم، کجای حادثه‌ای؟

تو كیستی كه پراكنده در هوای منی
تنیده ای به وجودم ولی سوای منی

كجای زمزمه هایم،كجای حادثه ای؟
كجا بجویمت ای جان،كه ناكجای منی

گره زدی به نگاهت كلاف چشم مرا
به این گره زدنت هم گره گشای منی

درین هجوم سیاهی كه ماه پیدا نیست
چه باكم از بیراهه؟كه روشنای منی

كسی شبیه تو درمن،مرا به دریا برد
رسیده ام به یقین:این كه ناخدای منی

سوال كرده ام عمری:چرا...چرا...واینك
تویی كه پاسخ صدها چرا چرای منی

ولی سوال بدون جواب مانده ی من:
تو ای غریبه كه هستی كه آشنای منی

محمد سعید عرفانی منش