آخر زنی و میشناسمت-یاسر اکبری-دکلمه رضا پیربادیان.. بانوی عصر آهنی و می‌شناسمت

آخر زنی و میشناسمت-یاسر اکبری-دکلمه رضا پیربادیان

بانوی عصر آهنی و می شناسمت

جلاد خوشگل منی و می شناسمت

تاریک ،سر به زیر ، مه آلود، بی خیال

صبح عبوس لندنی و می شناسمت

انگار قند توی دلم آب می کنند

وقتی که زنگ می زنی و می شناسمت

می دانم از شکنجه من شاد می شوی

آخر زنی ، زنی ، زنی و می شناسمت

یک روز صبح بی که خداحافظی کنی

دل را یواش می کنی و می شناسمت