داستان مهاجرت پانی خانم

داستان مهاجرت پانی خانم

وقتی پانی رو ما به فرزندخواندگی قبول کردیم چشمها و دستهای کوچولو و خوشگلش نیاز به عمل جراحی داشت، همون موقع هم براش مایکروچیپ گذاشتیم. این مایکروچیپ مثل اثر انگشت میمونه و با تکنولوژی RF-ID میشه شماره شناسایی پانی رو از فاصله نزدیک خوند. برای اینکه حیوون خونگی به اکثر کشورها مخصوصا کشورهای اروپایی برند، حتما باید مایکروچیپ داشته باشن. پس گام اول نصب یک مایکروچیپ زیر پوست گردن بود.
۲ ماه مونده بود به رفتنمون، رفتیم و واکسن هاری رو براش دوباره تمدید کردیم.
بعد از ۳هفته از زدن واکسن رفتیم آزمایشگاه تهران‌آزما، یه نمونه ازش خون گرفت و پلاسما خون رو توی یک شیشه کوچیک به ما داد.
نمونه خون رو با یخ خشک فرستادیم خونه مادر یکی از دوستانمون، بنام خانم مریم سیدین (قبلا براتون درموردشون توضیح دادم.) که با اولین مسافر برسه دستشون تو اتریش.
ایشون این نمونه رو بردن یه آزمایشگاه و بعد از یک ماه نامه تاییدیه اونهارو برامون فرستادن ایران.
بعد شناسنامه ایرانی پانی رو دوباره بازنویسی کردیم و همه واکسنها رو به انگلیسی و تاریخ‌هارو به میلادی تبدیل کردیم.
بعد از وزارت کشاورزی و گمرک فرودگاه یه نامه برای خروج گرفتیم که خروج پانی خانم بلامانع است. که البته این کارهارو هم مریم عزیز برامون انجام داد. کل این هزینه‌ها حدود یک میلیون تومن شد.
بعد با ایرلاین ماهان هماهنگ کردیم، که اونها هم گفتن بیارین ولی هرکی زودتر سگشو بچپونه تو هواپیما، اون میاد! چون ظاهرا فقط ۲تا جا داره.
حدود ۵ ساعت قبل از پرواز اومدیم فرودگاه. پانی خانم هم توی یک باکس مخصوص که میتونست توش بچرخه آوردیم. باکسشو تسمه پیچیدن و موقع دریافت کارت پرواز با ضریب ۲ به عنوان اضافه بار قبولش کردن. یعنی خودش و باکسش ۱۰ کیلو میشد، ۲۰ کیلو حساب کردن. حدود ۷۰۰ هزار تومن هزینش شد. قبل تحویل یه خواب‌آور که دکتر بر اساس وزنش براش تجویز کرده بود بهش دادم خورد. از سر شب هم دیگه بهش آب و غذا ندادیم که خودشو کثیف نکنه. خلاصه اینکه ایشون سوار پرواز شدن و با ما تشریف آوردن.
توی فرودگاه دوسلدورف هم بعد از اینکه بارها رو گرفتیم، رفتیم دفتر گمرک و مدارک پانی رو دادیم و بعد از چتد دقیقه آوردن و تحویلمون دادنش. تا از باکسش اومد بیرون کلی آب خورد. انقدرم خانم بود که تا نرسیدیم خونه و نرفت تو باغچه، جیش نکرد.
هفته بعدش هم فرمهای مربوط به شهرداری و مالیاتش رو بردم دادم به شهرداری و ایشون الان رجیستر شهر شدن. اینجا سالی ۱۵۰ یورو بابت مالیات و عوارض سگ، دولت پول میگیره.

خلاصه اینکه ایشون زودتر از ما شهروند آلمان شد.

@dotDE