روزهای مهاجرت یک کارآفرین و مشاور به آلمان @sahandbehnam
دیشب سر راه توی جاده یه جایی واستادم. یه دریاچه خیلی زیبا وسط یه جنگل بود. دیدم صدای موزیک میاد
دیشب سر راه توی جاده یه جایی واستادم. یه دریاچه خیلی زیبا وسط یه جنگل بود. دیدم صدای موزیک میاد. یه پارتی بود که هیچ کس همو نمیشناخت و ظاهرا روی فیسبوک قرار گذاشته بودن همه با ماشینهاشون یا موتورهاشون بیان اینجا. یه سری هم که مال همون اطراف بودن با دوچرخه اومده بودن. کنارش یه کافه رستوران بود که ظاهرا پاتوق موتور سنگین سوارها بود. یه پارتی راه انداخته بودن و نفری ۸ یورو ورودیه گذاشته بودن که خرج موزیک و نیروهای امنیتی و تدارکات در بیاد. نوشیدنی و غذاهای آلمانی ارزون هم بود که جدا پولشو میدادی. فکر کنم فقط من اونجا بدون اینکه برنامه رو بدونم رفته بودم. چون وسط یه جنگل و کنار دریاچهای خیلی خلوت بود. جالب بود برام. همه شاد بودن و آخر هفتهشون رو داشتن خوشمیگذروندن. نه مزاحمتی بود، نه دعوایی، نه بدمستی. هوا هم خیلی عالی بود. ۲،۳ ساعتی موندم و شام خوردم به راهم ادامه دادم.
@dotDE