☑️✏️اقتصاد رقابتی، انتخابات رقابتی.. [بخش ۲:

☑️✏️اقتصاد رقابتی، انتخابات رقابتی

[بخش ۲:
الزامات «بلندمدت» برای غنی‌سازی بیشتر رقابت‌های انتخاباتی کشور]

☑️مدت‌هاست که ۳ عامل مهم، از کارایی «رقابت انتخاباتی» در ایران کاسته است:
۱.تشدید رقابت‌های سیاسی«شخص‌محور» (بجای رقابت‌های «برنامه‌محور»)
۲. رقابت «گعده‌های سیاسی شب انتخاباتی» (بجای رقابت «احزاب سیاسی توانمند با چشم‌انداز بلندمدت»)
۳. فقدان «برندهای سیاسی» معتبری که ماموریت‌شان (به طور مستمر و نه فقط سه ماه مانده به انتخابات) شکار برترین ایده‌های «مملکت‌داری» باشد

این ویژگی‌ها مانع می‌شوند که منافع گروه‌های سیاسی طالب قدرت، با منافع کلان بلندمدت جامعه هم‌راستا شود. اما ۳ پرسش:
۱. ریشه های سه پدیده فوق چیست؟
۲. چه شباهتی بین این گره‌های سیاسی با گره‌های اقتصادی جامعه ما وجود دارد؟
۳. چگونه می‌شود این گره‌ها را باز کنیم؟

در پاسخ، دو فرضیه محتمل عبارتند از:

☑️فرضیه یک:
گروه‌های سیاسی ما عامل اصلی توفیق سیاسی را در چانه‌زنی با مقامات حکومت می‌دانند، نه در تولید محصول باکیفیت (طرح و برنامه کارآمد در مملکت‌داری) برای جلب رضایت شهروندان.
در مقام تمثیل، در حوزه اقتصاد هم مدیران شرکت‌های اقتصادی بزرگ خودروسازی و فولادسازی و امثالهم، راه اصلی حداکثرسازی سود خود را در چانه‌زنی با مقامات حکومت برای دریافت زمین رایگان و وام‌های هنگفت بدون بهره و انبوه دلار ارزان و نظایر آن می دانند، نه در جلب رضایت شهروندان از طریق ارائه محصولاتی با قیمت و کیفیت مناسب.

جهت حل مشکل، مکانیزم«اقتصاد رقابتی» معتقد است ارکان مختلف حکومت، حق دخالت در اعطای انواع رانت‌های فسادساز به صاحبان کسب‌وکار را ندارند. در نتیجه همه صاحبان کسب‌وکار مطمئن می‌شوند تنها راه حداکثرسازی سود، عبارت است از حداکثرسازی جذب مشتری از طریق ارائه محصولاتی با قیمت و کیفیت مناسب.
مکانیزم«انتخابات رقابتی» می‌تواند راهکار مشابهی را در فضای سیاسی طرح کند. در انتخابات رقابتی هم موقعی بهترین خروجی برای جامعه کسب می‌شود که رقابتی پویا بین تعدادی «برند سیاسی» شکل گیرد که همگی مطمئن باشند کلیدی‌ترین عامل پیروزی آنها یک چیز است: تولید باکیفیت‌ترین و کم‌هزینه‌ترین برنامه‌ها برای حل مشکلات روز کشور(نه رایزنی مداوم با مقامات حکومت برای دریافت دوپینگ‌های انتخاباتی و ممنوع ساختن فعالیت سیاسی رقبا و امثالهم)

☑️فرضیه دو:
گروه‌های سیاسی ما، بسیار مشکل می‌توانند مجوز بگیرند و ریسک لغو این مجوز هم بسیار بالاست. در نتیجه سعی دارند فعالیت‌های اندکی داشته و کم‌کم تبدیل به «گعده‌های سیاسی شب انتخاباتی» شوند تا«ریسک لغو مجوز»شان حداقل شود. همچنین اگر این گروه‌های سیاسی بخواهند «حزب» شوند، یعنی از یک طرف«عضوگیری فراگیر» داشته و از طرف دیگر به‌طور مستمر به شکار برترین ایده‌ها در حوزه‌های مختلف مملکت‌داری بپردازند، به منابع مالی «وسیع»،«شفاف» و«مستمر» نیاز دارند. اهداکنندگان این منابع مالی،چون ریسک لغو مجوز هر گروه سیاسی را بالا می‌بینند،صرفا در نزدیک انتخابات حاضر به اهدای کمک مالی هستند.
در مقام تمثیل، در حوزه اقتصاد هم متاسفانه دریافت مجوز فعالیت‌های اقتصادی به قدری مشکل است که شاهد بازارهای بزرگ«فروش مجوز» و«اجازه مجوز» حتی برای کسب‌وکارهایی ساده مثل«مرغداری» یا«قهوه‌خانه‌داری» هستیم. همچنین متاسفانه بسیاری از شرکت‌های انحصارگر و فاسد، پول و انرژی هنگفتی خرج می‌کنند تا به رقبای‌شان مجوز فعالیت داده نشود.

برای حل مشکل، مکانیزم«اقتصاد رقابتی» معتقد است باید فرآیند«راه‌اندازی کسب و کار»، «توسعه کسب‌وکار» و نیز«تعصیلی کسب‌وکار برای انتقال سرمایه به کسب‌وکار جدید»، فرآیندی ساده و سریع باشد. هر چه پیچیدگی مجوزهای اقتصادی کم شود، رقابت اقتصادی پویاتری شکل می‌گیرد که می‌تواند خلاقیت در بهبود کیفیت و کاهش قیمت انواع کالاها و خدمات را شتاب دهد و به این ترتیب میل صاحبان کسب‌وکار به کسب سود بیشتر را، تا حد زیادی با منافع کلان اقتصادی جامعه و شهروندان هم‌راستا سازد.
مکانیزم«انتخابات رقابتی» می‌تواند راهکار مشابهی در فضای سیاسی طرح کند. کارایی«انتخابات رقابتی» وقتی حداکثر می‌شود که ورود و خروج به فعالیت سیاسی،«آسان» و «کم‌هزینه» باشد. وقتی خیال همه«برندهای سیاسی» از ریسک لغو مجوز راحت بوده و هیچ یک طمع تاثیرگذاری بر مقامات حکومت برای لغو مجوز رقبا را نداشته باشند، با تمام توان به رقابت در جذب کمک‌های مالی مستمر (نه صرفا در زمان انتخابات) و نیز جذب حمایت انتخاباتی شهروندان می‌پردازند. مهم‌ترین راه پیروزی در این رقابت، یک چیز است: جذب، شکار و تولید مستمر ایده‌های کارآمد برای حل مشکلات مختلف مملکت‌داری

در صورت صحت این ۲ فرضیه، می‌توان رویکردی "بلندمدت" جهت غنابخشی رقابت‌های انتخاباتی استخراج کرد.
میثم هاشم‌خانی
لینک کانال👇👇
@economy7
@economy7