*…دانایی؛ فهم و شعور است، ربطى به مدرك تحصيلى ندارد…* @Addmin_ir 👈 ادمین 👤 پیج اینستاگرام👇 Instagram.com/economy.7 تبلیغات پذیرفته می شود. (اولویت با تبلیغات آموزشی و کارگاه ها)👇👇 @Addmin_ir پیام رسان(در صورت ریپورت بودن)👇 @ECONOMY7BOT
▪️ …مالیاتبندی مبدا-محور در مقابل مقصد-محور: …
▪️...مالياتبندی مبداً-محور در مقابل مقصد-محور:
...در حال حاضر مالیاتبندی مبداً-محور پايه اصلي سيستم ماليات بر شركتها است. در این سیستم مالیات بر سود کالاهایی که در ایالات متحده تولید میشوند بسته میشوند و توجهی به جایی که این کالاها مورد مصرف قرار میگیرند صورت نمیگیرد. جايگزين پيشنهاد شده در طرح مجلس، این گونه خواهد بود که در آن تمام كالاهاي مصرف شده در ايالات متحده، صرف نظر از جايي كه ساخته شدهاند مالیاتبندی میشوند. اين رويكرد مقصد-محور، واردات را مالیاتبندی میکند و صادرات را از آن معاف میسازد، این سیستم گاهي اوقات اصلاح مرز ناميده ميشود. به اين ترتيب ماليات بر كسب و كار شباهت بسياري به مالياتهاي ارزش افزوده در اروپا خواهد داشت.
بعضي از طرفداران این سیستم استدلال ميكنند كه تغيير به ماليات مقصد-محور، كالاهاي آمريكايي را رقابتيتر ميكند و كسري تجاري ما را كاهش میدهد. برخي منتقدان نیز مطرح کردهاند كه این کار به شدت به شركتهايي كه به واردات و مشتريانشان وابسته هستند، آسيب ميرساند. اما هر دو استدلال احتمالا اشتباه هستند.
واضح است که تاثير فوري این تغيير کاهش واردات و تشويق صادرات است. اما در عین حال به معني کاهش عرضه دلارهاي آمریکایی در بازار ارز خارجي، و افزایش تقاضای دلار توسط خارجیها است. در نتيجه، ارزش دلار افزایش خواهد یافت و كالاهاي خارجي را براي آمريكاييها ارزانتر و كالاهاي آمريكايي براي خارجيهاي گرانتر میکند. تغییر نرخ ارز، تاثير اوليه بر واردات و صادرات را جبران ميكند.
مزيت اصلي ماليات مقصد-محور آسانتر بودن شناسایی مکان مصرف یک کالا به نسبت شناسایی مکان تولید آن است. در دنيايي كه شركتهاي چند مليتي كالاها را با استفاده از قطعاتی از سراسر جهان توليد ميكنند، مالياتهاي مبداً-محور شرکتها را تشویق میکند تا با دستکاری قیمتهای انتقال، سیستم را دور بزنند. ماليات بر مبناي مقصد به آساني قابل دور زدن نیست.
بدهي در مقابل سهام: در حال حاضر، بنگاهها ميتوانند پرداختهاي بهرهای به صاحبان اوراق قرضه را جزء کسورات مالیاتی قرار دهند، اما پرداختهای سهامی به صاحبان سهام جزء این کسورات قرار نمیگیرد. اين روش، شركتها را تشويق ميكند تا روش تأمین مالی خود را به جای سهام، بر بدهی استوار کنند، و اين باعث آسیبپذیری بیشتر آنها از لحاظ مالی خواهد شد.
طرح مجلس اين رفتار نامتقارن با بدهی و سهام را با پایان بخشیدن به معافیت مالیاتی پرداختهای بهرهای اصلاح میکند. در این طرح مالیات کسب و کار بر مبنای جریان وجوه نقدی آن خواهد بود: یعنی درآمد منهای پرداختهای دستمزدی و هزینههای سرمایهگذاری. حال اینکه پس از آن اين جريان پول نقد چگونه و به چه ترتیبی به صاحبان سهام و صاحبان بدهي پرداخت ميشود بياهميت خواهد بود.
در حالي كه من گزینههای سياستی پيشنهاد شده توسط طرح مجلس را میپسندم، اما همه اقتصاددانان در این مورد توافق ندارند. برخی این طرح را بسیار افراطی و با عواقب پیشبینی نشده بیشمار ميدانند. ديگران نگران هستند كه انتقال از سيستم قديمي به سیستمی جديد، ارزش هزینههای ناشی از آن را ندارد، حتي اگر روش جديد بهتر باشد.
بدون ترديد، مناظره پیش رو در این مورد با بازیهای سیاسی فراوان همراه خواهد بود. هر گونه تغيير بزرگ مالياتي برندگان و بازندگاني دارد، و بازندگان مطمئناً کاری میکنند كه صدايشان شنيده شود. اما مهمترين مسئله اين است كه این تغييرات در كل برای ايالات متحده، و نه تنها برای ذینفعان خاصی، بهتر باشد. هر چه رأیدهندگان بیشتر آگاه شوند، برای همه ما بهتر خواهد بود.
مترجمان: یوسف حاجی قاسمی و سامان پناهی
لینک کانال👇👇
🔻 @economy7
🔺 @economy7