تحصیل بی حاصل. چرا تحصیلات الزاما سبب دانایی و توسعه‌یافتگی جامعه نمی‌شود؟

تحصیل بی حاصل
چرا تحصیلات الزاماً سبب دانایی و توسعه‌یافتگی جامعه نمی‌شود؟

✔️ بخش هایی از مقاله مهم و خواندنی دکتر فرهاد نیلی عضو شورای سیاست گذاری هفته نامه تجارت فردا را در ادامه می خوانید:👇

➕ بیایید تامل کنیم چند میلیون نفری که در ایران در حال آموزش دیدن هستند، با چه هدفی آموزش می‌بینند؟ خودشان چه هدفی از آموزش‌شان دارند؟ آموزش‌دهندگان چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ سیستم آموزشی که تقریباً گران‌ترین سیستم کشور است با چه هدفی می‌چرخد؟ دانش‌آموزان برای چه جامعه‌ای و چه آرمان‌هایی آماده می‌شوند؟

➕ آیا بچه‌ها به مدرسه می‌آیند که منضبط شوند؟ آیا به مدرسه می‌آیند که تربیت شوند؟ منظور از تربیت چیست؟ در تربیت چقدر به انضباط اهمیت داده می‌شود و چقدر به خلاقیت؟ در این فرآیند چقدر به یکسان‌نگری اهمیت می‌دهیم و چقدر به تفاوت؟ اگر دانش‌آموزی در یک مدرسه با دیگران متفاوت باشد آیا آن تفاوت را به سکوی پرتاب او تبدیل می‌کنیم یا دریچه‌ای که از طریق آن بتوانیم ظرفیت‌های افراد را بهتر بشناسیم؟

➕ تجهیز سخت‌افزاری مدارس و توسعه ابنیه و تجهیزات، کمک زیادی به توسعه آموزش نمی‌کند. در عوض تامین سلامت جسمی و روانی دانش‌آموزان، انگیزه‌بخشی به معلمان، تمرکز‌بخشی مدارس بر آموزش و خلوت کردن سر مدیران مدارس از مسائل غیر‌آموزشی و هم‌افزایی نظام آموزش در جهت ارتقای مستمر یادگیری، بهترین اقدام برای بهبود آموزش است.

➕ تحصیل با آموزش متفاوت است. فکر نکنید اگر موفق به گسترش تحصیل شدید، آموزش هم حاصل شده است. فاصله زیادی میان تحصیل و آموزش وجود دارد.

➕ تحصیل شرط لازم برای آموزش است نه کافی. فاصله میان تحصیل و آموزش زیاد است و با سطح درآمد سرانه رابطه آماری عکس دارد؛ هرچه درآمد سرانه کشوری بالاتر است، فاصله بین تحصیل و آموزش در آن کشور کمتر است. در کشورهای با درآمد کم فاصله بسیار زیادی میان تحصیل و آموزش وجود دارد. در داخل کشورها هم تحصیل در مناطق کم‌درآمد با ضریب اثربخشی کمتری منجر به آموزش شده است.


➕ جهان در حال توسعه با «بحران آموزش» روبه‌رو است؛ کلیدواژه‌ای که احتمالاً به زودی فراگیر می‌شود و همه درباره آن سخن خواهند گفت. بحران آموزشی به این معناست که زمانی که کودکان به مدرسه می‌روند و مشغول تحصیل می‌شوند، ساده‌نگری است اگر گمان بریم مشکل حل شده است؛ غافل از آنکه ممکن است کودکان در مدرسه چیز زیادی یاد نگیرند. در گام بعد این سوال پیش می‌آید که چرا کودکان در مدرسه چیزی یاد نمی‌گیرند و تحصیل و حضور در مدرسه منجر به آموزش نشده است. در صورتی که این فاصله فراگیر و معنی‌دار باشد «آموزش» در «شرایط بحرانی» است.

➕ وقتی متوجه بحران آموزش شدیم باید سیاستگذار را نسبت به این مساله آگاه کنیم. قدم اول در واقع بیداری، آگاه‌سازی و هوشیاری است؛ اینکه سیاستگذار متوجه شود. منظور از سیاستگذار هم الزاماً رئوس هرم مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی یا وزیر آموزش‌وپرورش یا کمیسیون آموزش مجلس نیست. حتی اگر مدیر آموزشی در یک شهرستان یا مدیر دبستان یک روستای دورافتاده هم متوجه بحران آموزش شوند، مطلوب است. کافی است این مدیران واقعاً متوجه شوند که تمام این تشکیلات برای آن است که دانش‌آموزان چیز مفیدی یاد بگیرند و دریابند که مدرسه واقعاً مکان یادگیری است. نفس این آگاهی مبارک است.

➕ توسعه داستان ساختمان‌های بلند، بزرگراه‌های عریض، برج‌های سر به آسمان‌کشیده، پل‌های طویل، خیابان‌های شیک و فروشگاه‌های مملو از محصولات متنوع نیست. توسعه داستان حل مسائل زندگی جمعی انسان‌هاست. کشوری توسعه‌یافته است که دغدغه سیاستمدارانش، ارتقای مستمر زندگی جمعی شهروندان و افزایش حق انتخاب آنها باشد. تدبیر زندگی خصوصی انسان‌ها و نحوه انتخابشان با خود آنان است. سیاستگذاری در کشورهای توسعه‌یافته، بسیج خرد جمعی برای شناسایی و رفع و تقلیل مشکلات مردم در حوزه مشترک زندگی از طریق راه‌حل‌های شدنی، کم‌هزینه، موثر و قابل دوام است. شناسایی، مدیریت و حل مشکلات زندگی انسان‌ها در حوزه جمعی موضوع توسعه است.

➕ برای عبرت گرفتن از تجربه دیگران و پرهیز از آن که خود عبرت دیگران شویم، لازم است عملکرد خود را به محک تجربه دیگران بزنیم.

متن کامل را این‌جا مطالعه کنید:
https://goo.gl/U8MKVP
لینک کانال👇👇
@economy7
@economy7