🔰 باورهای ضدتوسعه.. ✍ یادداشت/علی سرزعیم- اقتصاددان

🔰 باورهای ضدتوسعه

✍ یادداشت/علی سرزعیم- اقتصاددان

وقتی به معمای توسعه نیافتگی ایران به رغم وجود مواهب فراوان فکر می‌کنیم قطعا عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... متعددی به ذهن متبادر می شود که مانع از تحقق توسعه در ایران شده‌اند. برای من که مدتها است به این موضوع می پردازم یک عامل دیگر هم موضوعیت یافته و آن ذهنیت‌ها و تفکرات ضدتوسعه است. اگرچه بخشی از این امر در زمره عوامل اجتماعی و فرهنگی می‌آید ولی به واسطه برخورد نزدیک با نظام تصمیم گیری دریافته‌ام که برخی باورهای غلط و ضدتوسعه در بزنگاه های سیاستگذاری و تصمیم گیری نقش مهم و تعیین کننده‌ای دارند و موجب تصمیمات و سیاستهایی می‌شوند که در بلندمدت توسعه نیافتگی را به ارمغان می‌آورند. آنچه تاسف بارتر است آن است که این باورها به شدت در جامعه ما رسوخ دارند و نیروهای جدیدی که وارد عرصه حکمرانی می شوند غالبا همین باورهای غلط را با خود به همراه می‌آورند. در ادامه تلاش می‌کنم نمونه ای از این باورهای غلط را برشمرم و دلیل نادرست بودن آنها را به اختصار تشریح کنم.

اولویت خانوار بر بنگاه
در اذهان اکثر سیاستمداران و سیاستگذاران ایران این باور جا افتاده که باید هدف سیاستگذار افزایش رفاه خانوار باشد. این حرف اگرچه حرف درستی است و باید با آن موافق بود اما برداشت‌هایی موجب می‌شود فجایع خطرناکی را به دنبال داشته باشد. اولین تفسیر غلط از این سخن در شرایط سخت ظاهر می‌شود. وقتی که تورم به هر دلیل بالا می‌رود، سیاستمداران برای اینکه نارضایتی کم شود یا برای اینکه محبوبیت خود را بیش از این از دست ندهند تلاش می‌کنند که قیمت‌ها را ثابت نگه دارند و به همین دلیل بنگاه‌های تولیدی به‌ویژه بنگاه‌های دولتی را تحت فشار شدید می گذارند تا قیمت خود را افزایش ندهند. در شرایطی که نهاده‌های تولید به دلیل تورم گران می‌شود ولی قیمت محصولات ثابت بماند، معمولا به تدریج بنگاه‌ها به زیان می‌افتند.

بدتر آن که معمولا این تثبیت قیمت به سنت پایداری تبدیل می‌شود و حتی وقتی شرایط رکودی برطرف شد کماکان باقی می‌ماند و به فلسفه‌ای ماندگار تبدیل می‌شود. این فلسفه که بنگاه‌های تولیدی دولتی یا شبه دولتی نباید دنبال سود باشند موجب می شود که قیمت بلیت قطار، ‌هواپیما، ‌آب، ‌برق و انرژی تثبیت شود تا خانوارها فشار کمتری تحمل کنند. نتیجه طبیعی این وضعیت این است که به تدریج این شرکت‌ها به دلیل انباشت حجم بالای بدهی و زیان، از درون نابود و به شرکت‌های پرمشکل تبدیل می‌شوند. این شرکت‌ها نه تنها قادر نمی‏‌شوند که رشد و توسعه یابند و به رقیب منطقه‏‌ای تبدیل شوند بلکه حتی امکان گسترش خدمات خود را در کشور نمی‏‌یابند. این تحلیل توضیح می‌دهد که چرا هواپیمایی ایران‌ایر و آسمان که سال‌ها قبل از رقبای منطقه‌ای نظیر ترکیش ایرلاین یا امارات و قطر ایرویز شروع کردند هم اکنون قادر به رقابت با آنها نیستند.

در شرایطی که وضعیت اقتصاد نامناسب می‏‌شود و درآمد بنگاه‏‌ها به دلیل کاهش تقاضا کاهش می‏‌یابد فشارهای سیاسی بر بنگاه به‌ویژه بنگاه‌های مرتبط با حکومت افزایش می‏‌یابد تا مبادا نیروی کار تعدیل شود؛ زیرا این امر نارضایتی خانوارها را به دنبال دارد. به همین دلیل بنگاه به دلیل عدم کاهش هزینه به سرعت به زیان می‏‌افتد و به تدریج زیان انباشته آن‌ها آنقدر زیاد می‏‌شود که مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت می‌شود. آنگاه امکان کسب وام و تامین سرمایه درگردش از بانک را از دست می‌دهند و همین امر افت تولید و وخیم‏‌تر شدن ماجرا را به دنبال دارد.

وجه دیگر قربانی شدن بنگاه‏‌ها این است که بنگاه‏‌ها ابزار بده بستان‌های سیاسی می‏‌شوند. وقتی بده بستانی قرار است صورت گیرد حول این امر صورت می‏‌گیرد که منتسبان افراد سیاسی در کدام مسئولیت بالای یک بنگاه تولیدی قرار گیرند. وقتی افراد غیرلایق به واسطه لابی‌های سیاسی در مسئولیت‌های بالا قرار می‏‌گیرند نمی‌توان انتظار داشت که بنگاه‏‌ها بتوانند رشد و توسعه یابند و خوب اداره شوند. بنگاه‏های اقتصادی به گوشت قربانی تبدیل می‏‌شوند که بین لاشخورهای سیاسی تقسیم می‏‌شود. گاه فشارها ضعیف‌تر است و انتظار می‌رود تا اقوام، نزدیکان یا اعضای ستادهای انتخاباتی به استخدام بنگاه‌های تولیدی درآیند. پیامد این امر آن است که اکثر بنگاه‌های تولیدی دولتی از نیروی مازاد و هزینه بالای نیروی انسانی به شدت در رنج هستند. نمونه گویای این امر ذوب آهن اصفهان است که باید ۶۰۰۰ نیرو داشته باشد اما هم اکنون نزدیک به ۱۵ هزار نیرو دارد و به همین دلیل چندین سال زیان‌های پی در پی داشت.
لینک کانال👇👇
🔻 @economy7
🔺 @economy7