▶️سخنی از دکتر محمود سریع القلم … ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی می‌داشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی

▶️سخنی از دکتر محمود سریع القلم


@economy7

✏️اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي مي‌داشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نمي‌داديم.

✏️اگر ارتباطات جدي بين‌المللي داشتيم، سريع آلودگي هواي تهران، ايمني جاده‌ها، ترافيك شهري، نظام اداري و ده‌ها مورد را مجبور مي‌شديم حل‌وفصل كنيم.

✏️اگر ارتباطات وسيع بين‌المللي داشتيم، نمي‌توانستيم نرخ دورقمی تورم را براي دهه‌ها حفظ كنيم.

✏️اگر بين‌المللي بوديم، در دانشگاه‌های ما، از اساتید کره‌ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پيدا مي‌كردند، تدريس مي‌كردند، آموزش مي‌دادند و مي‌آموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محك مي‌زدند.

✏️اگر بين‌المللي بوديم، قبول نمي‌كرديم درصد قابل‌توجهی از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده كنند.

✏️اگر بين‌المللي عمل مي‌كرديم، روبروي شاخص ارزي ايران در صرافي‌هاي خارجي، معادل‌های بسیار ضعیف را نمي‌ديديم.

✏️منظور از بین‌المللی شدن چيست؟ سه اصل است:‌ رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بین‌المللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارق‌العاده‌اي كرده‌اند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. هم‌زبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كرده‌اند و هم مي‌توانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كرده‌اند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي نگران باز شدن است چون تضادهاي دروني آن برملا مي‌شود و نظمي كه ايجاد كرده‌اند را متزلزل مي‌كند.

✏️آيا من و شما مي‌توانيم سه نفر از مقامات كره جنوبي را نام ببريم. احتمالاً خير. چون كره جنوبي سيستم است و نه فرد. اما همین‌که در جهان گفته مي‌شد ونزوئلا يا ليبي، همه مي‌دانستند نام كدام افراد را بايد مطرح كنند. اول شرط توسعه‌يافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستم‌سازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت مي‌كنند.

✏️ در جهان سوم تعهد جايگاهى ندارد، آدمها بين ساعت يك ربع به هفت، هفت، و هفت و ده دقيقه فرقى قائل نيستند، وقتی با تأخیر سر قرار میرسند بجای عذرخواهی میگویند: اِ ؟ خیلی وقته اومدی ؟! بنابراینا ارزش كسى كه هر روز سر ساعت هفت در محل كار حاضر است الزاما حفظ نميشود، بلكه كسيكه گستاخ تر است و روى بيشترى دارد حرف اول را ميزند، كارمندى كه كارش را درست انجام ميدهد هميشه تحت فشار است بى آنكه رشد كند، در مقابل كارمندى كه از زير كار در ميرود راحت تر است، جواب خيلى از سؤالها اين است: حالا مگه چى شده ؟! در كشورهاى پيشرفته مردم آگاهى و بينش بهترى دارند، آنها ميدانند كه كسيكه متعهدتر است قابل اعتماد و البته قابل احترام است، جامعه به افراد سخت كوش نياز دارد و اين افراد رشد ميكنند ! و این است که بسیاری که مهاجرت میکنند در کشورهای دیگر موفق هستند ! در خاورميانه عمدتا ارزشها جابجا شده، تو اگر آدم سخت كوشى باشى بايد كل سيستم را به جلو هل دهى و البته نخواهى توانست، کسیکه کار نمیکند راحت تر زندگی میکند و فشار کمتری متحمل است ! يكروز تعطيل رسمى است، روز بعد بين التعطيل و بعدش جمعه، و شنبه هم هنوز عده اى مرخصى هستند و كارها انجام نميشود، يكروز آفتابى ساعت نه صبح ميروى به ادارات و كارمندى داد ميزند سيستم قطعه ! و تو هيچ حرفى براى گفتن ندارى، هيچكس پاسخگو نيست،

✏️در این جامعه است که این ضرب المثل همچنان تیشه به ریشه تمام اقتصاد و فرهنگ و ادب و انسانیت و مدنیت میزند:
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.


@economy7