💠شرکت امن، اقتصاد ناامن. ✍میثم رادپور

💠شرکت امن، اقتصاد ناامن
✍میثم رادپور

در اکتبر ۱۹۸۷ انبوهی از سرمایه‌گذاران وال‌استریت در تالار بزرگ هتل منهتن گرد هم آمدند تا مدیر عامل جدید شرکت آلومینیوم امریکا ( اَلکوآ) را ملاقات کنند. جلسه‌ی معارفه شروع می‌شود، مدیرعامل جدید، "پل اونیل" به حضار معرفی می‌شود. هیچکس از اهالی وال‌استریت او را نمی‌شناسد! او یک بوروکرات تمام‌عیار و یک مدیر سابق دولتی است.

🔻اونیل زبان می‌گشاید:"می‌خواهم راجع به امنیت کارگران با شما صحبت کنم. هر ساله شمار زیادی از کارگران شرکت به‌گونه‌ای زخمی می‌شوند که حداقل یک روز کاری را از دست می‌دهند. البته آمار جراحات کاری در اَلکوآ بهتر از متوسط شرکت‌های امریکایی ست. ... من می‌خواهم اَلکوآ را به امن‌ترین شرکت امریکا تبدیل کنم."

🔻مخاطبان گیج شده بودند. طبق روال، عموماً مدیرعامل جدید با مقدمه‌ای سخنرانی خود را شروع می‌کند، سپس چند شوخی بی‌مزه می‌پراند، و در نهایت ضمن اعلام برنامه‌های خود قول می‌دهد که بر سود شرکت می‌افزاید. اونیل مطلقاً چیزی راجع به این‌ها نگفت.

🔻سکوت تالار را فرا می‌گیرد. یکی می‌گوید: امنیت! داره با ما شوخی می‌کنه؟ ... در نهایت یکی دستش را بالا می‌برد و از نسبت‌های سرمایه‌ی شرکت سؤالی می‌پرسد. اونیل جواب می‌دهد: مطمئن نیستم متوجه عرایضم شده باشید. اگر می‌خواهید بدانید اَلکوآ چه عملکردی دارد، باید مقدمتاً به ارقام مربوط به امنیت محیط کاری شرکت رجوع کنید...

🔻بعد از پایان جلسه حضار به سمت در خروجی هجوم می‌برند. یکی از مشاوران سرمایه‌گذاری بی‌معطلی به مشتریانش تلفن می‌کند و به آن‌ها می‌گوید: "هیأت مدیره یک احمق رو به‌عنوان مدیرعامل منصوب کرده؛ این بابا همه‌مون رو به فنا میده." او از مشتریانش می‌خواهد فوراً تمامی سهام خود را بفروشند.

🔻تنها پس از یک سال از انتصاب اونیل، اَلکوآ بالاترین رکورد سود خود را ثبت کرد. زمانی که اونیل در سال ۲۰۰۰ بازنشسته شد، سود خالص شرکت بیش از ۵ برابر زمان ورود او بود. در این مدت نرخ جراحات کاری به یک بیستم متوسط نرخ جراحات شرکت‌های امریکایی رسید.

🔹اونیل دریافته بود که برای حل مشکلات شرکت باید مسائل را به کارگران بسپارد؛ کافی است امنیت زمین بازی را برای کارگران تأمین کند، تا آن‌ها سودآوری شرکت را برای او تضمین کنند.

⁉️دیروز یکی از روزنامه‌نگاران از من پرسید راهکار حل مشکلات ارزی کشور چیست. گفتم، امنیت. البته او تصور می‌کرد شوخی می‌کنم.

🔹در کشورمان هر از گاهی مشکل اقتصادی عمده‌ای سربرمی‌آورد، هزینه‌هایش را به مردم تحمیل می‌کند، و جایش را به مشکل دیگری می‌دهد.

🔸شاید ریشه‌ی مشکلات همان فقدان امنیت باشد. دولتی که زمین بازی را برای فعالیت صاحبان کسب‌وکار هموار نکرده است، بازیگر اصلی عرصه‌ی اقتصادی کشور است. او از مشارکت گسترده‌ی صاحبان کسب‌وکار در حل مسائل اقتصادی کشور بهره‌مند نیست؛ محیطش آکنده از سرمایه‌گذاران انگیزه‌مند نیست؛ زمینش پرورنده‌ی درختان تنومند نیست؛ درختش حامل محصولات ارزشمند نیست.

🔸هر زمان که موضع‌گیری‌های رجال سیاسی فضای سرمایه‌گذاری را ملتهب می‌کند، هرگاه بی‌ثباتی در محیط قانونی، محیط کسب‌وکار را پرتنش می‌کند، صاحبان کسب‌وکار کم‌تر بساط می‌کنند؛ سرمایه‌گذاران احساس نشاط نمی‌کنند.

🔸در زمین ناامن سرمایه‌گذاری، در محیط پرمانع کسب‌وکار، بازارهایی رقابتی تشکیل نمی‌شود و نرخ‌های بازاری تولید نمی‌شود. در چنین محیطی، دامنه‌ی دخالت‌های دولت در اقتصاد گسترده می‌شود؛ نظام قیمت‌گذاری دولتی جایگزین سازوکار بازار می‌شود، و دولت متصدی قیمت‌گذاری این نرخ و آن جنس می‌شود.

🔸وقتی مردم تا این اندازه دولت را به‌عنوان مسئول جیبشان می‌دانند، نظام سیاست‌گذاری دولت، اهداف عوام‌گرایانه را نشانه می‌رود؛ زمانی که کسب‌وکارها تا این حد دولت را به‌عنوان "تخصیص‌دهنده‌ی منابع"می‌شناسند، منابع محدود به نفع بنگاه‌های صاحب‌رانت به بیراهه می‌رود. دولت ناچار است دائماً این نرخ و آن متغیر را تعدیل کند؛ او باید برای آحاد مردم مرتباً نسخه تجویز کند؛ او بی‌وقفه برای ایجاد اشتغال کارخانه افتتاح می‌کند؛ او در اخذ همه‌ی این تصمیمات پیوسته اشتباه می‌کند.

✅از دولت چه انتظاری داریم؟ انتظار داریم نرخ ارز را تعدیل کند؟ قیمت‌ها را بر اساس ملاحظات اقتصادی تعریف کند؟ به‌جای ۸۰ میلیون نفر تصمیم بگیرد؟ مسیر رشد و توسعه‌ی اقتصادی در پیش بگیرد؟ واقعا چه انتظاری از دولت داریم؟ دولتی که بار اقتصادسیاسی تصمیماتش بسیار سنگین است؛ دولتی که عموما به نفع تعادل‌های سیاسی به عدم‌تعادل‌های اقتصادی دامن می‌زند.

☑️تا محیط کاری امن نباشد، تلاش‌های مدیرعامل شرکت به سنگ خواهد خورد؛ تا فضای سرمایه‌گذاری آرامش‌بخش نباشد، تقلاهای رئیس دولت راه به جایی نخواهد برد.
_قلمرو مالی
لینک کانال👇👇
🔻 @economy7
🔺 @economy7