*…دانایی؛ فهم و شعور است، ربطى به مدرك تحصيلى ندارد…* @Addmin_ir 👈 ادمین 👤 پیج اینستاگرام👇 Instagram.com/economy.7 تبلیغات پذیرفته می شود. (اولویت با تبلیغات آموزشی و کارگاه ها)👇👇 @Addmin_ir پیام رسان(در صورت ریپورت بودن)👇 @ECONOMY7BOT
سیکل خبیثه پولپاشی
سیکل خبیثه پولپاشی
◀️طبق تحقیقات مرکز پژوهشهای مجلس، سیاست افزایش یارانه و مخارج دولت ذیل سیاستهای عوامگرایانه اقتصاد کلان قرار میگیرد. از ركود و نابرابري شديد درآمد و ثروت (يا احساس آن) به عنوان زمينههاي بروز عوامگرايي ياد ميشود. در این سیاست، تصمیمگیران بر رشد و توزيع درآمد متمركز ميشوند، اما ريسكهاي ناشي از تورم، كسري بودجه و واكنش عوامل اقتصادي به دخالتهاي غيربازاري را درنظر نميگيرند. در عوامگرایی اقتصاد کلان یک سیکل چهار فازی طی میشود تا نتیجه آن بهطور کامل نمایان شود. در فاز اول، همهچیز وفق مراد است و اثرات منفی کمتر دیده میشود. سياستهاي انبساطي معطوف به افزايش مخارج دولت، افزايش يارانهها و... به افزايش تقاضا، افزايش اشتغال، بهبود رشد اقتصادي و افزايش نرخ واقعي دستمزد ميانجامد. كنترلهاي قيمتي، افزايش واردات و نرخ ارز پايين (پول داخلي باارزش) نیز براي جلوگيري از افزايش تورم اعمال ميشود.
◀️اما در مرحله دوم کمی از ریسکهای تورمی نمود مییابد. افزايش شديد تقاضا بهوجود آمده در فاز اول براي كالاهاي داخلي، موجودي انبار را بهشدت كاهش ميدهد. بهدليل محدوديت منابع ارزي، واردات پاسخگوي تقاضاي داخلي نيست. براي كنترل وضعيت و جبران کاستیها، سياست تثبيت نرخ ارز اندكي رها ميشود و همزمان كنترلهاي قيمتي تشديد ميشوند. بهدنباله این روند تورم افزايش پيدا ميكند. دستمزدهاي اسمي افزايش پيدا ميكنند و در نهايت كسري بودجه تشديد ميشود.
◀️در فاز سوم کمکم اختیار از دست دولت خارج میشود. كمبودی که در طرف عرضه بهوجود آمده منجر به افزايش قيمتها، شكاف ارزي خارجي و خروج سرمايه از اقتصاد میشود. يارانههاي فزاينده و كاهش در ماليات اخذ شده، كسري بودجه را بیش از پیش تشدید میکند. دولت در واکنش تلاش ميكند با كاهش يارانهها يا افزايش نرخ ارز (كاهش ارزش پول داخلي) كسري بودجه را كنترل كند. در مرحله سوم عملا قدرت خرید مردم تحتفشار شدید قرار میگیرد و تورم فزاينده، دستمزدهای واقعی را در شیب کاهشی حرکت میدهد.
◀️مرحله یا فاز چهارم بازگشت به نقطه شروع است. دولت پس از تلاطمهایی که در اقتصاد با آن مواجه شده، ترمز سياستهاي قبلي را میکشد. با این تفاوت که علاوهبر رکود، اکنون تورم شدید نیز در اقتصاد پدیدار شده است و این یعنی علاوهبر اینکه مردم با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم میکنند، اکنون قدرت خرید آنها نیز کاهش پیدا کرده است. در این مرحله دولت بهمنظور كاهش تقاضا و تثبيت اقتصاد كلان، سياستهاي رياضتي شديد و كاهش مخارج را به اجرا میگذارد. اجراي سياستهاي تثبيت كلان به كاهش بيش از پيش تقاضا، كاهش اشتغال و نارضايتي شديد و تلاطم سياسي دامن ميزند. در واقع این مرحله پایان عمر دولت یا نظام سیاسی موجود را رقم میزند. این مراحل، تجربهای است که در اکثر کشورهای درگیر عوامگرایی اتفاق افتاده است. نقطه شروع این سیاستها در مراحل اول، استفاده از شیوههای مختلف پولپاشی است. این رویکرد در نهایت با داغ کردن بیش از حد اقتصاد و کاهش قدرت خرید مردم، ممكن است زمينهساز تحولات سياسي شديد شود.
📝دنیای اقتصاد
لینک کانال👇👇
@economy7
@economy7