*…دانایی؛ فهم و شعور است، ربطى به مدرك تحصيلى ندارد…* @Addmin_ir 👈 ادمین 👤 پیج اینستاگرام👇 Instagram.com/economy.7 تبلیغات پذیرفته می شود. (اولویت با تبلیغات آموزشی و کارگاه ها)👇👇 @Addmin_ir پیام رسان(در صورت ریپورت بودن)👇 @ECONOMY7BOT
◀️حمایت از کالای ایرانی و قصهٔ پر غصهٔ چای ایرانی
◀️حمایت از کالای ایرانی و قصهٔ پر غصهٔ چای ایرانی
✏️داستان چای ایران به طور خلاصه از این قرار است که چای تولیدی در شمال ایران یکی از مرغوبترین تولیدات چای دنیا بود، تا اینکه جنگِ عراق پیش آمد و با نکبت اقتصاد دولتزده و برنامهریزی مرکزیشدهی دههی شصت همراه شد. دولت چای را جزء اقلام اساسی اعلام کرد، و خودکفایی در آن را به عنوان سیاستی ملی در پیش گرفت.
✏️برای تأمین چای مورد نیاز برای مصرفکنندگان ایرانی با کمترین هزینه برای کل اقتصاد، سیاستگذارانِ ایرانی سازمان چای کشور را تبدیل به خریدار انحصاری چای داخلی کردند، برای حمایت از تولید داخلی تعرفهی واردات چای خارجی را بالا بردند، و بعد برای کاهش فشار به بودجهی دولت در اثنای جنگ و کاهش قیمت برای مصرفکننده، قیمت دستوری چای خریداریشده از چایکاران داخلی را پایینتر از قیمت تعادلی بازار تعیین کردند.
✏️ از آنجا که چایکاران بر اساس وزن چای تحویلی به سازمان چای کشور کسب درآمد میکردند، واکنش ایشان این بود که موقع برداشت محصول علاوه بر برگ چای ساقهها را هم بچیند تا حجم و وزن محمولههای چای را متورم کنند. اینگونه مرغوبترین چای دنیا تبدیل به بدترین چای دنیا شد. به یاد بیاورید که در دهه شصت تفالههای چای چقدر پر از ساقههای درشتی بود که در استکانهای چای معلق میزد.
✏️چون مصرفکنندهی ایرانی تا آن زمان به مصرف بهترین چای دنیا عادت داشت، سازمان چای کشور قادر به فروش محصولات بیکفیت خود نبود. سال از پس سال، چای بیکیفیت در انبارهای سازمان چای کشور انباشته میشد، به هزینههای انبارداری اضافه میکرد، لانهی موشها میشد و نهایتاً موجودی انباشته بعد از چند سال فاسد میشد و از بین میرفت، یا اینکه هر از گاه برای تجدید حمایت از چایکار داخلی و کاهش عرضهی چای به بازار آگاهانه و عامدانه از بین برده میشد!
_اقتصاد به زبان ساده
لینک کانال👇👇
🔻 @economy7
🔺 @economy7