◀️حاکمیت قانون (Rule of Law) …. ارسطو، اظهار می‌دارد که حکومت باید تابع قانون باشد

◀️حاکمیت قانون (Rule of Law )



✏️امروزه میزان حکومت قانون برجوامع درواقع پیامی بسیار دقیق و حساس را منعکس مینماید :"میزان مشروعیت و اقبال تابعان به قوانین" واین مقوله را می توان از نوع عملکرد اجتماعی مردم دریافت.

✏️حاکمیت قانون در معنای عام، یعنی وجود نظم در کشور؛ به عبارت دیگر، وقتی افراد جامعه به گونه ای مشابه و با رعایت هنجارهای مشترک رفتار نمایند، به معنای آن است که قانون حاکم است و آنها نه تنها قانون را پذیرفته اند بلکه اطاعت ازآن را امری لاینفک از تکالیف شهروندی خود میدانند.

✏️سابقه حاکمیت قانون را باید در یونان باستان و در آثار حکمای آن زمان جست‌وجو کرد. ارسطو، اظهار می‌دارد که حکومت باید تابع قانون باشد. در غیر این صورت و در صورتی که حکومت در حیطه اقتدار اشخاص باشد، منجر به فساد می‌گردد؛ چرا که همه افراد گرفتار هوی و هوسهای نفس و به‌دنبال سود شخصی می‌باشند.

✏️بنابراین حاکمیت قانون بدین معنا شد که هیچ فردی، چه رییس جمهور و چه یک فرد عادی از قانون بالاتر نیست. بر این اساس، حاکمان و سیاستمداران بعنوان حافظان و خادمان قانون شناخته می شوند و خود نیز مشمول آن می گردند. در حقیقت، «دولتِ قانونمند»، دولتی است که از طریق برتردانستن قانون، نسبت به همه ـ حتی به خودش به‌عنوان مقنّن ـ ، بر اساس نفع شهروندان عمل می‌کند.

✏️سخن آخراینکه برای اجرای اصل حاکمیت قانون، یک دستگاه قدرتمند و مستقل قضایی لازم است که دارای اختیار، اقتدار، دارایی و اعتبار لازم جهت زیر سؤال بردن مقامات حکومتی و حتی سران عالی رتبه در برابر قوانین و دستورها مملکتی باشد. (لذا اهمیت تفکیک قوا که یادگار برجسته منتسکیو می‌باشد در این جا مشخص میشود. ) از این رو قضات باید بسیار تعلیم دیده، متبحر، مستقل و بی طرف و البته هنرمندانی ماهر باشند.

@economy7