کنسرت حق است، ربطی به آب و نان ندارد

کنسرت حق است، ربطی به آب و نان ندارد
برخی این روزها می‌پرسند کنسرت مگر برای مردم آب و نان می‌شود که به موضوع مهمی بدل شده است؟ چند درصد مردم مگر دنبال کنسرت هستند که این موضوع باید مهم تلقی شود؟ چند نکته درباره چنین مواجهه‌ای با مسأله کنسرت وجود دارد:
1. کنسرت و کلاً اجرای زنده موسیقی، نقطه اوج اقتصاد موسیقی است. درآمد موسیقی در ایران به دلیل تیراژ پایین حامل‌های صوتی و فقدان رعایت حقوق معنوی و مادی هنرمندان، بیشتر بر محور برگزاری کنسرت‌ها سامان می‌یابد. بنابراین اولاً نان و آب اهالی موسیقی، سالن‌ها، شرکت‌ها و خیلی افراد دیگر وابسته همین کنسرت‌هاست.
2. اهمیت یک موضوع را با تعداد و درصد افرادی که به آن علاقمند یا وابسته هستند نمی‌سنجند. درست نیست که بگوییم مگر چند درصد مردم ایران بیماری خاصی نظیر «ای بی» یا «ام اس» دارند و بنابراین چرا باید حقوق خاصی را برای آن‌ها به رسمیت شناخت. پرسش درست این است که مگر با لغو کنسرت یا کلاً نامجاز خواندن کنسرت، حقی از کسی ضایع و قانون نقض می‌شود؟ اگر حقی ضایع و قانون نقض می‌شود، تعداد مهم نیست، بلکه احقاق حق و رعایت قانون اهمیت دارد.
3. حضور در کنسرت بخشی از اوقات فراغت مردم است و گذران اوقات فراغت بخشی از حق مردم است. حضور در کنسرت بخشی از سبک زندگی مردم است. اگر تعداد کسانی که در ایران به کنسرت می‌روند کم است، اصلاً نشانه خوبی نیست. این شاخص مصرف فرهنگی اندک و گذران نامناسب اوقات فراغت نیز هست. این شاخصی است که نشان می‌دهد فعالیت فرهنگی مردم اندک است و احتمالاً از مواهب حضور در کنسرت نظیر شادمانی، تأمل، تجربه معنوی و ... محروم هستند. بنابراین سؤال درست‌تر این است که «چرا شرکت‌کنندگان در کنسرت‌ها کم هستند؟»
4. حضور در کنسرت کارکردهای روحی فراوان دارد و بر شادمانی مردم مؤثر است. شادمانی نیز دست آخر با هزار سازوکار بر نان و آب مردم تأثیر می‌گذارد.
شرکت در کنسرت و صدور مجوز آن سؤال ندارد، ممانعت از رسیدن مردم به حق‌شان سؤال‌برانگیز است.