این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
این متن در روزنامه سپید منتشر شده است... پلاسکو و تعمیق/تعدیل شکاف دولت-ملت
این متن در روزنامه سپید منتشر شده است.
پلاسکو و تعمیق/تعدیل شکاف دولت-ملت
شکاف دولت-ملت دارای دو بعد است: عینی و ذهنی. بعد عینی این شکاف بیشتر ناظر بر تفاوت سطح توانمندیهای دولت و ملت است. دولتی که سازماندهی سیاسی یا منابع اقتصادی دارد و همین مواهب را از جامعه دریغ کرده و مانع سازماندهی سیاسی (مثلا در قالب احزاب) شده، یا منابع اقتصادی را در انحصار خود درآورده، شکافی در فاصله عینی خود با ملت ایجاد میکند. شکاف ذهنی نیز ناظر بر تفاوت نگرشهای مورد انتظار قدرت سیاسی و نگرشهای واقعی مردم به قدرت سیاسی است. قدرت سیاسی دوست دارد مردم آنرا قابل اعتماد، کارآمد، پاسخگو، اخلاقی، مشروع و درستکار تلقی کنند، و در حالی که جامعه چنین نگرشهایی نسبت به قدرت سیاسی نداشته باشد، شکاف ذهنی دولت-ملت تعمیق میشود. انتظارات ذهنی دوسویه نیز هست. ملت نیز انتظار دارد از سوی دولت، قابل اعتماد، کارآمد و اخلاقی تلقی شود. بدیهی است که انتظارات دو طرف از یکدیگر، یکسان نیست.
من پیشتر جامعه ایران را «جامعه مسائل حلنشده» خوانده و نوشتهام «جامعه ایرانی تعداد زیادی از مسائل – سقوط هواپیماها، برخورد قطارها، فسادهای بزرگ، و مجرمان مجازاتنشده - را در حافظه جمعی خود دارد. جامعه همواره صداقت نهادهای تعیینکننده مقصر سوانح هوایی را زیر سؤال برده، به شناسایی دقیق عوامل پروندههای بزرگ فساد شک کرده، و در چنین فضایی حتی برای حوادث طبیعی نیز علتهای عجیب و غریب تراشیده است. مسائل در چنین فضایی که هیچ نهادی آن قدر اعتمادپذیر نیست تا اعلام موضعاش پایانبخش مسائل باشد، همواره زیر پوست جامعه حرکت میکنند و همچون زخمی باز و بهبودنیافته باقی میمانند. حتی وقتی مقصرهای واقعی شناسایی میشوند و به مجازات میرسند، وجدان جمعی به آرامش نمیرسد. همواره گروهی هستند که کثیرند و مطمئناند که عامل اصلی مجازات نشده، علت اصلی حادثه پنهان نگه داشته شده، و رویههای منجر به بروز فاجعه آشکار نشدهاند. بنابراین، هر بار که مسألهای رخ میدهد، بار و فشار آن بر جامعه احساس شده و در عالم ذهن باقی میماند و بر مردم فشار میآورد. مسائل دائم روی هم تلنبار میشوند و گویی جامعه هیچ مسألهای را حلشده و قابل عبور نمیداند.» این گونه است که همواره مسائلی شبههبرانگیز در فضای اجتماعی و سیاسی ایران پرسه میزنند، همچون روحهایی سرگردان که شهروندان را میآزاراند.
هر حادثهای نظیر فروریزی ساختمان پلاسکو شکاف ذهنی دولت-ملت را میتواند تعمیق یا تعدیل کند. این گونه مسائل اگر با مشخص شدن مسیر منجر به بروز حادثه، آشکار شدن رویههای نادرست، شناسایی متخلفین، اصلاح رویهها در فرایندی شفاف و مجازات متخلفین پایان یابند و جامعه اطمینان یابد که بر اثر شفاف طی شدن فرایند بررسی، درسهایی آموخته شده، ساختارهایی بهبود یافته و راه بر تکرار خطاها بسته شده است، منشأ تولید اعتماد و سرمایه اجتماعی میشوند. ملت در چنین شرایطی میتواند به دولت عمل کند. قدرت سیاسی در اصل باید یک بار هم که شده ثابت کند قادر است مسألهای را به دقت تعریف کرده، بررسی کند و نتیجه را به نحو قانعکنندهای برای مردم تشریح نماید. قدرت سیاسی باید یک بار هم که شده ثابت کند در خاتمه دادن قانعکننده به یک مسأله کارآمد است.
حادثه پلاسکو اگر در فضایی شفاف با سطح اطلاعرسانی مناسب بررسی و گزارشدهی شود، به تعدیل شکاف دولت-ملت میانجامد و اگر رویهای شبیه مسائل پیشین نظیر سقوط هواپیماها، حوادث برای قطارها، و مسائل مشابه را طی کند، این شکاف را تعمیق خواهد کرد.
واقعیت این است که اینجا هم با مقوله دموکراسی سروکار داریم. صندوق رأی برای دموکراسی حیاتی است، اما وجود رویههایی که اعتماد و سرمایه اجتماعی تولید کنند برای دموکراسی حیاتی است. دموکراسی انتخاباتی که نتواند سرنوشت یک حادثه را کامل بازگویی کند، به تدریج بیاعتبار میشود. ما امروز در چنین مرحلهای قرار داریم. مردم انتظار دارند صندوق رأی غیر از آنکه کسانی را در قدرت جابهجا میکند، سرنوشت مسائلی را نیز آشکار کند. مردم امروز از شورای شهر انتظار دارند پیشرو در آشکارسازی اطلاعات مربوط به حادثه پلاسکو باشد، و از دولت انتظار دارند بررسیای عمیق انجام دهد و راههای ممانعت از تکرار این حوادث را آشکار سازد.