درمان این مادرکشی. (محمد فاضلی)

درمان این مادرکشی
(محمد فاضلی)
✅ مادر وطن حال و روز خوشی ندارد؛ او را چه شده که به این حال ناخوش افتاده است؟ چه شده که چشمه‌هایش خشکیده، هوایش آلوده، و قامتش خمیده شده است؟ همه می‌دانیم داستان روزگاری را که بر ما و این مادر گذشته است، و هر یک به طریقی شریکیم در ظلمی که بر این مادر روا داشته‌ایم (و هیچ کدام‌مان قیافه حق به جانب نگیریم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکنیم، اگرچه سهم‌های ما حتماً از زمین تا آسمان متفاوت است). شرحش طولانی و تکرارش البته زائد است. همین قدر می‌دانم که این مادر روی دست‌های ما نحیف و نذار مانده، و از چنگ کشیدن فرزندانش به صورت یکدیگر، بهبود نمی‌یابد. حال چه کنیم؟
✅ اول، ساختار قدرت و بالاخص دولت، اصلاً تعجب نکند. متغیرهای اقتصادی و اجتماعی از مدت‌ها قبل نشان می‌دادند که ظرفیت نارضایتی وجود دارد. ابداً وقت کتمان کردن مسائل، پنهان شدن پشت چند شاخص، و نادیده گرفتن خواسته‌های معطوف به عدالت، تعدیل نابرابری، مطالبه شغل، احترام نهادن به کرامت و شخصیت مردم، ارتقای سطح شفافیت و به‌کار گرفتن روش‌های مقابله با فساد نیست. بیماری مادر را انکار نکنیم.
✅ دوم، آن‌ها که بیشتر از سفره مادر بهره‌مند شده‌اند، امروز مسئولیت بیشتر بپذیرند. کسانی هزینه (اقتصادی و سیاسی) دوا و درمان مادر را بیشتر بپردازند که در گذشته افزون‌تر بر سر سفره نعمت‌های او نشسته‌اند و سهم بیشتری در به این روز نشاندن مادر داشته‌اند.
✅ سوم، آن فرزندان که سهم‌شان از قدرت بیشتر و دست‌شان بر ثروت مادر گشاده‌تر بوده، از زبان گشودن به عذرخواهی و اعتراف به اشتباهات، نهراسند. شماری – هر چند معدود - از فرزندان که اختیاردار شدند تا مراقب احوال باشند، ولی قدر عافیت مادر ندانستند و بازیگوشی پیشه کردند، گوشه‌ای بنشینند و کار از دست بنهند، و به ذکر تجربه‌ و خاطرات برای بقیه بسنده کنند.
✅ چهارم، اختیارداران راه گفت‌وگو را نبندند. فرزندان این مادر بیش از هر زمان دیگری به همدلی، سخن گفتن، شرح آن‌چه بر سرشان رفته است، و چشم گشودن به خطاهای خویش از مسیر گفت‌وگو نیازمندند. ابزارهای گفت‌وگو را جمع و فضای آزادی برای درد دل گفتن را تنگ نکنید.
✅ پنجم، حواس‌مان باشد خانه این مادر در میان محله‌ای است که یک دوست هم در کنارمان خانه ندارد. شرق و غرب، شمال و جنوب را تا آن سه خانه آن‌طرف‌تر، بدخواهان پر کرده‌اند. هشیار نباشیم – بالاخص اصحاب قدرت که مسئولیت‌شان سنگین‌تر و انتظار از ایشان برای درایت بیشتر – بیم آن می‌رود که خانه و کاشانه این مادر پیر به تاراج برود.
✅ ششم، فرزندان به خشم‌آمده و زخم‌خورده را تحقیر نکنید. صدای‌شان را بشنوید و فروتنانه باب سخن گفتن با ایشان را بگشایید. حرف بزنید و آن‌ها که صادق‌ترید، مشکلات‌تان را با ایشان در میان بگذارید، بدون پرده‌پوشی، از تصمیم‌های سخت بگویید، و از این‌که آماده‌اید بیش از همه بار سختی را از دوش کسانی بردارید که نحیف‌ترند.
✅ هفتم، تغییر نسل‌های مختلف فرزندان این مادر را باور کنیم. بسیاری از این فرزندان در دنیایی دیگر بزرگ شده‌اند، خاطرات دیگری از این مادر دارند، و انتظارشان نیز متفاوت است.
✅ هشتم، فرزندان این مادر انتظار دارند همگی در خانه مادرشان برابر باشند و دیگر تاب نمی‌آورند که معدودی از فرزندان بر صدر نشینند و لقمه چینند، و شماری دیگر سهم‌شان از خانه مادری، بشور و بساب و جارو و پارو کردن باشد. فسنجان، نان و پنیر، و بشور و بساب خانه مادری برای همه به عدالت.
✅ نهم، مادر را اگر صندوقچه‌ای است و گنجینه‌ای در آن نهفته است، همگان کم و کیفش را بدانند؛ و اگر مادری است بدهکار و مقروض، باز همگان بدانند. مادری که دست و دلباز به گروهی از فرزندانش می‌بخشد و گاه گداوار دستی جلوی بقیه دراز می‌کند، نه ترحم برمی‌انگیزد و نه احترام.
✅ دهم، شرح بیماری مادر را به همه فرزندانش بگوییم دقیق و کامل. مادری که برای شماری از فرزندانش بیمار و علیل جلوه‌گر شود، و در برای شماری دیگر از جان مایه بگذارد، دسته اول را خسته می‌کند و دسته دوم سوارش می‌شوند.
✅ این مادر چند هزارساله هنوز درمان‌شدنی است، کافیست دست از مادرکشی برداریم؛ همان گونه که شماری از ملل دنیا به مدد عقل، دست از مادرکشی کشیده‌اند. این مادر کف خیابان و در هیاهوی خشم و نفرت، درمان نمی شود.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad