کنسرت با طعم بلال. (محمد فاضلی)

کنسرت با طعم بلال
(محمد فاضلی)
✅ از تهران که راه می‌افتادیم، سی‌دی‌های موجود در ماشین را عوض کردم و در بین آن‌هایی که با خود همراه برداشتیم آلبومی از گروه «پرواز همای» هم وجود داشت. بخش‌های از قریب هزار کیلومتر راه و سه روز سفر را با شماری از تصنیف‌های «همای» سر کردیم. به مقصد که رسیدیم، درست در ورودی شهر تصویر یک تابلوی تبلیغاتی نشان می‌داد که فردا شب ساعت بیست همای و گروه مستان در شهر کنسرت دارند.
✅ پانزده سال است هر سال دو بار به این‌جا سفر می‌کنم و هیچ وقت آگهی برگزاری کنسرت در این شهر ندیده بودم. به خانواده و میزبانان پیشنهاد کردم بلیط بگیریم و از برنامه استفاده کنیم، موافقت شد و بلیط خریدیم؛ کنسرت در فضای باز و گوشه پارک. روی بلیط‌ها نوشته بود نیم ساعت قبل از آغاز کنسرت در محل حاضر باشید.
✅ ساعت ده دقیقه به هشت شب به جلوی محل برگزاری کنسرت رسیدیم. صف طولانی، و افرادی که در میان مسیری که با لوله‌های ساخت داربست‌های ساختمانی ایجاد شده بود به انتظار ایستاده بودند. تصورم این بود که با یک ربع تأخیر برنامه آغاز می‌شود، اما اشتباه می‌کردم، 45 دقیقه طول کشید تا پذیرش افراد به داخل آمفی‌تئاتر روباز آغاز شود.
✅ یک ربع از انتظار ما گذشته بود که تست دستگاه‌های صوتی و کوک سازها آغاز شد. بیرون محوطه انتظار می‌کشیدیم و تست دستگاه‌ها و اصوات را می‌شنیدیم. حدود ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه روی صندلی‌هایی که هیچ شباهتی به ابزار سالن کنسرت نداشت مستقر شده بودیم. صدای کودکانی که از سرسره بادی پارک و مشرف به محل کنسرت استفاده می‌کردند به گوش می‌رسید. دیوارهای آمفی‌تئاتر کوتاه بود و علاوه بر کسانی که روی صندلی‌ها نشسته بودند، ده‌ها نفر از بالای نرده‌ها سروصدا کرده و به درون چشم دوخته بودند.
✅ تنظیم دستگاه‌های صوتی هم سی‌وپنج دقیقه طول کشید و در این مدت محو تماشای سن اجرای موسیقی بودم که تابلوهای تبلیغاتی مختلف بالای نرده‌های آمفی‌تئاتر روباز نصب شده بود. چند نفری از پشت بام‌های ساختمان‌های اطراف پارک نیز صحنه را نگاه می‌کردند. مسئولان فنی برای تنظیم دستگاه‌ها چندین بار موسیقی سریال «بازی تاج و تخت» و فیلم «کریستف کلمب» را پخش کردند. صدای بلندگوها بیشتر به فاجعه‌ای می‌ماند تا دستگاهی برای پخش موسیقی.
✅ یک‌ ساعت و بیست‌ودو دقیقه بعد از ساعت هشت، گروه پرواز همای روی صحنه آمدند و تا سازها کوک شوند و شروع کنند، ساعت نه و نیم بود (یک ساعت و نیم تأخیر). بیچاره همای صحنه بی‌نظم و شلوغ، آدم‌های در رفت و آمد، و سرهای گردن‌کشیده از بالای نرده‌ها را که دید، کوک کردن سازش را هم از یاد برده بود. یک قطعه که اجرا کردند، بوی دود دو بلال‌فروش پارک هم بلند شد. بوی بلال‌ها به صدای خش‌خش پلاستیک‌های پفک و پاپ‌کورنی که با حضار وارد می‌شدند افزوده شد.
✅ هوا تاریک بود و جمع زیادی بیش از آن‌که روی صحنه را بنگرند، کل صحنه را از روی صفحه گوشی‌های تلفن همراه‌شان که صدا و تصویر صحنه را ضبط می‌کرد، نگاه می‌کردند. کمی که گذشت، تصویر آمفی‌تئاتر به آسمان تیره‌ای می‌مانست که ده‌ها ستاره موبایل در آسمان آن می‌درخشید.
✅ همای بعد از اجرای سه قطعه از برگزارکنندگان خواست تا برای کاستن از بی‌نظمی، در را باز کنند تا افراد بدون بلیط به جای سرک‌کشیدن از بالای نرده‌ها، وارد شده و روی صندلی‌ها بنشینند. صندلی‌های خالی به این ترتیب تقریبا پر شد اما جالب این‌که نزدیک به بیست سی نفر ترجیح دادند حتی از نشستن بر صندلی مجانی هم بگذرند و باز از روی نرده‌ها به صحنه بنگرند. کنسرت حدود ساعت یازده پایان یافت. گروه صحنه را ترک می‌کرد در حالی که نمی‌دانم چه حالی داشتند، احتمالاً بیش از هر چیز «غربت فرهنگ و موسیقی در میهن و سرزمین مادری.» مردم علی‌رغم تحمل این همه دشواری و بی‌نظمی، لذت برده بودند. شادی را در کف زدن‌های مکرر و چهره‌های خندان‌شان می‌دیدم، اما آن‌ها حتماً شایسته کنسرتی بهتر و با کیفیتی بیشتر هستند.
✅ من مردم را مقصر این وضعیت نابه‌سامان نمی‌دانم. مردمی که بعد از چند دهه هنوز در شهر دویست سیصد هزار نفری‌شان نه سالن اجرای موسیقی، که حتی یک سینمای مناسب برای اجرای یک کنسرت ندارند؛ چگونه باید آداب رفتن به کنسرت را بیاموزند؟ مردمی که در برگزارکنندگان کنسرت شاهد نظم نباشند و یک ساعت و نیم معطل شوند چگونه تن به نظم دهند؟ و برگزارکنندگان چه بیچاره‌اند که مجبورند در سالنی که هیچ تناسبی با موسیقی ندارد، برنامه اجرا کنند.
✅ باید گریست به حال فرهنگ و هنری که آن‌قدر امکانات ندارد که بتواند صدای موسیقی را از بوی بلال و غوغای سرسره بادی جدا نگه دارد. مردمانی که از این مسیر مدیریت فرهنگی بگذرند، طبیعی است که دلدادگان موسیقی و سریال‌های ترکیه ای شوند؛ اقلاً موقع دیدن سریال‌های ترکیه ای بوی بلال نمی‌آید.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad