این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
دکتر حسن محدثی درباره مباحثاتی که پست «ایران، جامعه در مخاطره» (من بهکار رفته، پستی نوشته است (و به خلط شدن مفاهیم بحران، مخاطره
دکتر حسن محدثی درباره مباحثاتی که پست «ایران، جامعه در مخاطره» (https://telegram.me/fazeli_mohammad/295) من بهکار رفته، پستی نوشته است (https://telegram.me/HasanMohaddesi/96) و به خلط شدن مفاهیم بحران، مخاطره و تهدید اشاره میکند و دست آخر میپرسد: «من مایلام یک بار دیگر از این چهار بزرگوار –فاضلی، صادقی، ذاکری، و جلاییپور- بپرسم که منظور نظر شما دقیقاً چیست؟ جامعه ما دچار انواع تهدیدها است؟ دچار انبوهی از بحرانها است؟ یا دچار مخاطره در معنایی است که اولریش بک میفرماید؟» سؤال بهواقع دشواری است و وارد شدن در مباحثات نظری، به طول میانجامد. من هم نمیتوانم مشخص کنم که بقیه بر چه اساسی از واژههای دیگر استفاده کردهاند، اما خلاصه نظرم به این شرح است.
اول، استفاده از واژه بحران برای هر رخداد یا حالتی درست نیست. بحران اجمالاً وضعیتی است که منجر به پیآمدهای بیثباتساز و ناخوشایند برای فرد، گروه یا جامعه میشود. بحران وضعیتی است که تنگنای زمانی غلبه یافته و پیدا کردن راهحلها تحت فشار زمان است. بنابراین اگر ما واژه بحران را برای همه چیزهایی نظیر فقر، طلاق، آسیبها، تصادفات، اختلاسها، دخالت حاکمیت در حریم خصوصی افراد، دشمنتراشی، پروندهسازی و همه مقولاتی که آقای علیرضا صادقی برشمردهاند بهکار ببریم، آن وقت با این سؤال مواجه میشویم که چرا جامعهای با این همه بحران فرونمیپاشد؟ و اصلاً آیا شدت و ضعف همه آنها یکسان است که همه را با یک واژه نامیدهایم؟ استفاده از واژه بحران برای همه آنچه دوست نداریم، به فهم نظری و تدوین چارچوبی برای پژوهش کمک نمیکند.
دوم، من واژه تهدید و مخاطره را بهکار بردم اما معنایی را که اولریش بک مد نظر داشت در نظر ندارم. کسی اگر دو معنا را تطبیق دهد مشابهتهایی هم پیدا میکند اما معتقدم ضرورتی برای این کار نیست. واژه تهدید را معطوف به مسائلی بهکار بردهام که ریشه محیطزیستی دارند و میتوان برای آنچه اجتماعیتر است (نظیر اعتیاد یا فساد) از واژه آسیب اجتماعی استفاده کرد. در ضمن، تهدید وقتی ارزیابی شد و واقعیتهای مربوط به آن جمعآوری و داوری گردید میتواند در رده بحران طبقهبندی شود. تهدید، امکان سطحبندی و سنجش شدت ایجاد میکند. این واژه همچنین در یک قالب نظری از قبل تعیینشده نظیر اندیشههای اولریش بک را با خود ندارد. «امکان» در واژه «تهدید» نهفته است، اما بحران به مرز وقوع رسیده است. بعد از بررسی است که میتوانیم بگوییم ما وارد بحران شدهایم یا هنوز در مرحلهای هستیم که میتوانیم جلوی برخی رخدادهای منجر به بحران را بگیریم.
واژه مخاطره در برگیرنده بحث اولریش بک در بررسی مدرنیته است. بحث او حاوی یک نظریه درباره دنیای مدرن است. ما در مرحلهای نیستیم که هنوز از تهدیدها به عنوان ابزاری برای نظریهپردازی جامعه ایرانی استفاده کنیم. ما باید ابتدا تهدیدها را تحلیل کنیم و شکلگیری و تداوم و پیدایش آنها را توصیف و تبیین کنیم و آنگاه شاید گام اولیهای برای نظریهپردازی برداریم.
من بنابراین واژه «تهدید» را مناسبتر میدانم و عبارت «ایران جامعه در مخاطره» را به دلیل بند فوق درباره واژه «مخاطره» عبارتی سنگین برای قصد خودم میدانم. استفاده از واژه تهدید فعلاً برتری دارد تا زمانی که درباره تهدیدها بنویسیم و به کمک توصیفها و تبیینها یک بستر نظری برای درک مسأله پیدا کنیم.