برجام در مقیاس تمدنی: صبور و مسئول باشیم. ایران تمدنی سه هزار ساله است

برجام در مقیاس تمدنی: صبور و مسئول باشیم
ایران تمدنی سه هزار ساله است. معنای این جمله در نسبت با برجام چیست؟ پاسخ به این سؤال برای درک واکنش ملی درست به آن‌چه این روزها می‌گذرد ضروری است.
ایران امروز، موجودیتی تمدنی است که شکوه‌ها و حضیض‌های بسیاری را به خود دیده و دوام آورده است. ایران ما هم بزرگی امپراطوری هخامنشی را شاهد بوده و هم له شدن زیر پای اسب مغولان را تجربه کرده است. ما در این سه هزار سال اهل مدارا بوده‌ایم (گویند امپراطوری هخامنشیان بر مدارا بنا شده بود)، دیگران را تحقیر کرده‌ایم (خشایارشاه آتن را به آتش کشید، نادرشاه هندوستان را به زانو درآورد)، تحقیر شده‌ایم (حمله اسکندر، حمله مغول، اشغال در جنگ جهانی اول و دوم)؛ و زمان‌هایی به هر قیمتی از خود دفاع کرده‌ایم (هشت سال جنگ با عراق). معنای سه هزار سال تمدن یعنی ما باید بر فراز همه این تجارب بایستیم و درک کنیم که دو دهه فقط لحظه‌ای است برای سرزمین و مردمی که این همه فراز و فرود را از سر گذرانده‌اند. برجام معاهده‌ای است که کم و بیش دو دهه اجرایی‌شدن آن به طول می‌انجامد و شش‌دهم درصد از عمر این تمدن را شامل می‌شود و در مقیاس عمر آدمی، شش ماه از عمر یک آدم هشتاد ساله است.
برجام به نظر من یک هدف را بشتر دنبال نمی‌کرده است: خروج ایران از تله فرسایش تمدنی، یعنی خروج از وضعیتی که انزوایی که سبب شود زوال اقتصادی، محیط‌زیستی، و نهایتاً تبدیل شدن این دو به بحران اجتماعی، سبب افول ظرفیت بقا و ارتقای تمدن ایرانی گردد. رفع تحریم‌ها، بازسازی روابط اقتصادی با جهان، امکان توسعه تجارت، و شاید از همه مهم‌تر «ایجاد امید در مردم» برای همین هدف بوده است. این مهم در شرایطی صورت می‌گیرد که زمانه ما به‌ کلی متفاوت از زمان له شدن زیر پای اسبان اسکندر، مغولان یا اشغال در جنگ‌های جهانی است. «فشردگی زمان» و «فشردگی رقابت» ما را تحت فشار قرار داده است.
- ما در زمانه‌ای زیست نمی‌کنیم که علم و فناوری هر چندصد سال یکبار دو برابر می‌شد، بلکه هر چند هفته یا چندماه یکبار توانمندی‌های علمی و فناورانه دو برابر می‌شوند.
- ما در زمانه‌ای زندگی نمی‌کنیم که تخریب محیط‌زیستی در حد آتش زدن یک شهر بود، بلکه آبخوان‌های این کشور می‌خشکند، مراتع‌ بیابان می‌شوند، جنگل‌ها و خاک می‌فرسایند، و آلودگی هوا میلیون‌ها انسان را قربانی می‌کند.
- ما در زمانه‌ای زندگی نمی‌کنیم که فاصله اختراع شمشیر تا فلاخن چند هزار یا چند صد سال بوده است. قدرت نظامی و دفاعی کشورها با سرعتی حیرت‌انگیز افزایش می‌یابد و توازن‌های استراتژیک سالیانه تغییر می‌کنند.
فهرست مصادیق فشردگی زمان و فشردگی رقابت را می‌توان بسط داد، اما همین اشارات کافی است تا بدانیم در چه وضعیتی به سر می‌بریم. ما در حال فرسایش تمدنی بوده و هستیم، و برجام روزنه امیدی برای مقابله با فرسایش تمدنی و رنجور نشدن زیر بار فشردگی زمان و رقابت بوده و هست.
دو ماهیت برجام را باید از یکدیگر تفکیک کرد: 1. جزئیات فنی و بند بند توافقات؛ 2. راهبردی از جنس «صبر تمدنی و استراتژیک». من بر این باورم که برجام را باید به‌واسطه ماهیت دومش حفظ کرد، و در قبال همه طوفان‌هایی که بر آن می‌وزد، «صبر تمدنی و استراتژیک» داشت. ما دشمنانی در جهان بیرون داریم، و دشمنانی از جنس ناکارآمدی نظام اداری، بحران محیط زیست، فساد، عقب‌ماندگی فناورانه و چندین مسأله دیگر در داخل داریم. این‌ها موجودیت تمدنی ما را تهدید می‌کنند. من با تمام وجود معتقدم قدرت فرسایندگی ناکارآمدی‌های داخلی ما بیشتر از ضربه دشمنان خارجی است، اما برای آن‌که فرصت پیدا کنیم (فرصت هم به معنای زمان و هم به معنای راه‌های کسب و بسیج منابع برای غلبه بر ناکارآمدی‌های داخلی) تا بر ناکارآمدی‌ها غلبه کنیم، باید برجام را حفظ کرد.
برجام شش ماه از عمر آدمی است که هشتاد سال عمر کرده است، و قرار است هزاران سال دیگر نیز عمر کند. سختی کشیدن به پای حفظ برجام، برای تمدنی که سختی کشیده، تحقیر کرده و تحقیر شده، بخشی از عقلانیتی است که از پس سه هزار سال تجربه باید آموخته باشیم. بگذاریم آن‌ها که فراتر از منافع امروز و فردای خود را نمی‌بینند هر چه می‌خواهند بگویند، و بی‌توجه به همه دشواری‌هایی که در دو دهه آینده ممکن است پیش رو داشته باشیم نشان دهیم تاریخ داریم و تاریخ را می‌فهمیم. «صبر تمدنی» را برای مقابله با فرسایش تمدنی به‌کار می‌گیریم. روح و کلیت یک عقلانیت را بر جزئیات برتری می‌دهیم. پیش‌تر نوشته‌ام که راهبردهای ما باید تأمین‌کننده منافع ملی‌مان در عصر «افول قدرت هژمونیک آمریکا» باشد (https://telegram.me/fazeli_mohammad/337). آن افول در مقیاس زمان تمدنی است، و این صبر هم باید در مقیاس زمان تمدنی سنجیده شود. صبور و مسئول باشیم.
نظرات خود درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.