آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت پانزدهم.. محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت پانزدهم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

✅ آقای رئیس‌جمهور بعدی، من بیست نکته درباره وظیفه ریاست جمهوری را تاکنون گفته‌ام و این یاداشتی درباره استانداران است.

☑️⭕️ نکته بیست‌ویکم: استانداران دولت یا استانداران وزیر کشور؟

✅ شما حتماً می‌دانی که ایران کشور وسیعی است، سی‌ویک استان دارد و هر استانی دارای مختصات و ویژگی‌هایی است که حکمرانی کارآمد و مسأله‌حل‌کن بر این کشور را دشوار می‌سازد. استانداران در چنین کشوری نقش بسیار مهمی دارند. چند نکته مهم درباره استانداران هست که اگر آن‌ها را درمان نکنی، کشور و خودت را علّاف خواهی کرد.

یک. نمی‌دانم چه زمانی و چه کسانی مقرر کردند که استانداران با حکم وزیر کشور منصوب شوند، اما هر که کرده کار خوبی نکرده است. استاندار در استان، قدرت و نفوذش بیشتر از رئیس‌جمهور در کشور نباشد، کمتر نیست. شما رئیس کشوری و او رئیس استان؛ و همه وزرا و خود رئیس‌جمهور با او کار دارند.

استاندار در اصل نماینده رئیس‌جمهور و کل کابینه در استان است. خب، حالا آدمی که باید نماینده کابینه در استان باشد، حکمش را وزیر کشور صادر می‌کند. این وضعیت چند عاقبت ناخوشایند دارد.

⭕️ اول، استاندارها در عمل، رئیس‌شان را وزیر کشور می‌دانند نه رئیس‌جمهور؛ و خودشان را در مقابل وزیر کشور پاسخ‌گو حس می‌کنند، نه رئیس‌جمهور و کابینه.

⭕️ دوم، نمایندگان مجلس با تهدید به سؤال و استیضاح وزیر کشور، استاندار را تحت فشار می‌گذارند و اگر زیر بار نرود،‌بالاخره حربه استیضاح وزیر اغلب کار خودش را می‌تواند انجام دهد.

⭕️ سوم، مدیران و کارکنان وزارت کشور خودشان را در تعیین استانداران و همین‌طور تا بخشدار و دهیار، خیلی ذیحق‌تر از بقیه می‌دانند.

عاقبت همه این‌ها می‌شود وضعیتی که استانداران خودشان را استاندار وزارت کشوری می‌دانند نه استاندار به معنای نماینده رئیس‌جمهور، هیئت دولت یا نماینده ارائه قوه مجریه در استان؛ و نگاه‌شان هم بخشی می‌شود. استانداران طبق الزامات سازمان اداری که آن‌ها را ذیل وزارت کشور تعریف می‌کند، نگاه‌شان هم در درجه اول برآمده از نگاه بخشی وزارت کشوری است تا نگاه برآمده از ماهیت میان‌بخشی به کلیت حکمرانی از جانب هیئت دولت در استان (تذکر: اهمیت میان‌بخش را قبلاً برای شما توضیح داده‌ام.)

دو. استانداران که خود را ذیل وزارت کشور تعریف می‌کنند، و وزیر کشور – که فرق نمی‌کند چه کسی باشد – خود را رئیس‌ استانداران می‌داند، ساختاری را شکل می‌دهند که گزارش‌های استانداران عمدتاً به وزارت کشور ارسال می‌شود و ساختار گزارش‌ها مناسب مقتضیات وزارت کشور تنظیم می‌شوند. شما در اصل، یک فیلتر با ملاحظات بخشی و سازمانی بین خودتان و استان‌ها قرار داده‌اید که نامش ترکیب وزیر کشور و وزارت کشور است.

سه. اعضای کابینه را می‌توانید به دو آدم تقسیم کنید. وزرا و اعضای متولی بخش‌ها؛ و مقامات میان‌بخشی. میان‌بخشی‌ترین شخصیت‌های کابینه عبارتند از: رئیس‌جمهور، عمده معاونین رئیس‌جمهور (معاون اول، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس سازمان امور اداری و استخدامی، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، معاون حقوقی رئیس‌جمهور). استانداران عضو کابینه نیستند اما میان‌بخشی‌ترین مقامات میدانی حکمرانی هستند. شأن و جایگاه‌شان باید هم‌راستا با جایگاه میان‌بخشی‌شان تعریف شود.

مقامات میان‌بخشی ، متولی بخش خاصی – مثلا نفت یا کشاورزی – نیستند، بلکه باید اندیشه، رفتار و راهبرد میان‌بخشی داشته باشند. مقامات بخشی هم باید رویکرد میان‌بخشی داشته باشند، اما مقامات میان‌بخشی کار اصلی‌شان میان‌بخشی اندیشیدن و کار کردن است. استانداران به تبعیت جایگاه‌شان در این وظیفه میان‌بخشی، باید در حلقه مقامات میان‌بخشی، در ارتباط نزدیک به میان‌بخشی‌ترین مقامات کابینه (رئیس‌جمهور و معاون اول) تعریف شوند.

چهار. سپردن استانداران به وزارت کشور، در نهایت وظیفه اصلی واقعی و غالب وزارت کشور – یعنی وظایف سیاسی و امنیتی – را بر آن‌ها تحمیل و غالب می‌کند؛ اما استانداران فقط متولی سیاسی-امنیتی نیستند. آن‌ها نمایندگان رئیس‌جمهور در استان هستند و نه فقط به نام، بلکه به‌واقع باید هدایت و توسعه میان‌بخشی استان را به نمایندگی از رئیس‌جمهور و کابینه انجام دهند.

پنج. اگر آن‌چنان که نوشتم به جایگاه استانداران بنگری، آدم‌هایی را در قد و قواره کاری که شرح شد و با انتظاری متفاوت از امروز برای استانداری برمی‌گزینی؛ و نظام ارزیابی و ارزشیابی آن‌ها را نیز متفاوت از آن‌چه امروز هست سامان خواهی داد.

✅ راستی، من مطلبی نوشته‌ام به نام «شرکت سهامی استانداران» که می‌توانی بخوانی و بیشتر به کُنه مسأله استانداران در ایران پی ببری.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)