حکومت‌مندی و حادثه پلاسکو

حکومت‌مندی و حادثه پلاسکو
نادر صدیقی دوست اندیشمندم درباره حادثه پلاسکو نوشته است: «حکومت یا به عبارت فوکویی «حکومت‌مندی» (Governmentality) قلمرو «شناخت، محاسبه، آزمایش و ارزش‌گذاری است.» پلاسکو نشان داد ما حکومت داریم اما حکومت‌مندی نداریم. حادثه پلاسکو را می‌توان به مثابه «سرنخ» نگاه کرد: سرنخی که مداخله سیاست‌گذارانه دولت را ضروری جلوه می‌دهد. اگر شهروند-مالیات را برای مثال داشتیم، پلاسکو رخ نمی‌داد. مالیات‌دهی سطحی از مداخله دولتی را ایجاب می‌کند که به نوبه خود تولیدکننده حجم انبوهی از اطلاعات جانبی است. پلاسکو در نقطه کور تکنولوژی‌های حکومت‌مندی رخ داد.»
عبارت «حکومت‌مندی قلمرو شناخت، محاسبه، آزمایش و ارزش‌گذاری است» بسیار درخشان است. بخش مهمی از حوادث از آن جهت رخ می‌دهند که کلیت حکومت، به مانند بخش مهمی از حکومت‌ها در جهان غیرتوسعه‌یافته، قادر به شناخت، محاسبه، آزمایش و ارزش‌گذاری کافی نیست. شما فقط بپرسید: آیا دقیقاً می‌دانیم چه تعداد ساختمان دیگر در تهران در معرض پلاسکویی‌شدن هستند؟ یا امروز که وزارت کار قول‌هایی درباره بیمه بیکاری کارگران پلاسکو داده است، آیا واقعاً: کارگران پلاسکو به دقت مشخص هستند؟ آیا هزینه خسارات ناشی از بیکار شدن آن‌ها قابل محاسبه است؟ آیا قادریم ادعای هر کارگری برای کار کردن در پلاسکو را راستی‌آزمایی کنیم؟ و آیا قادریم به درستی ارزش کالاهای موجود در ساختمان پلاسکو را مشخص کنیم؟ آیا این کالاها در درون یک نظام مالیاتی دقیق عبور کرده‌اند، قاچاق نبوده‌اند، تمام مسیرهای گمرکی مناسب را طی کرده‌اند تا امروز بشود ارزش دقیق آن‌ها را مشخص کرد؟ آیا همه چیز روشن است و انگیزه‌ای برای پنهان‌کاری نیست؟ اگر پاسخ سؤال‌های فوق مثبت است، سخن نادر صدیقی نقض می‌شود و ما صاحب حکومت‌مندی هستیم، و اگر نیست، ایراد همان است که نادر صدیقی می‌گوید. ظرفیت‌های حکومت‌مندی باید افزایش یابد. (محمد فاضلی- عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی). https://t.me/fazeli_mohammad