این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
۷
7. جامعه ایرانی در چنین وضعیتی، سیاستگذاری بهمثابه شترسواری دولا دولا را در پیش گرفته و چنان رفتار میکند که گویی گذشت زمان مسائل را حل میکند و از این ستون تا آن ستون فرج است. شترسواری دولا دولا یعنی داعیه پایدارسازی منافع آب در میان باشد و همزمان بر خودکفایی کشاورزی بدون توجه به ملزومات آب و خاک آن اصرار شود؛ دولت بخواهد بودجه جاری خود را کاهش دهد و همزمان عزمی برای کاستن از بار نیروی انسانی نداشته و هر سال با ضرایب مشخصی بودجه جاری را افزایش دهد؛ برای رشد اقتصادی هشت درصدی و نیاز به سرمایهگذاری 150 میلیارد دلار در سال برنامهریزی شود و همزمان سطح تنش در سیاست خارجی کاهش داده نشود تا چشمانداز روشنی از جذب سرمایه خارجی ایجاد شود؛ و در حالی بر جذب سرمایه خارجی تأکید شود که عدم شفافیت نظام بانکی و تطبیق نیافتن آن با استانداردها بانکی جهان و تحولات آن پس از بحران مالی سال 2008 به این سو، نظام بانکی یکی از موانع بزرگ است و جدای از روشن نبودن راهکارهای اصلاح آن، آمادگی برای پرداخت هزینههای آن وجود ندارد.
8. جامعه و سیاست در ایران به این معنا شترسواری دولا دولا میکند که آرزوی اصلاحات و توسعه را در سر میپروراند، آنرا بر صفحات متعدد برنامههای پنجساله خود حک میکند و دائم از اهداف بلند سخن میگوید اما درباره هزینههای تحقق چنین اهدافی نه گفتوگوی جدی میکند و نه برآوردی از هزینهها و ملزومات آن دارد. این جامعه و بالاخص قدرت سیاسی در آن کارهایی را انجام میدهدکه به درستی آنها باور ندارد و گاه نادرستیاش را پیشتر آزموده است، اما در میان غوغای منافع متعارض، به آن تن میدهد.
9. ایران در منطقهای از جهان قرار گرفته که بر خلاف شرق و جنوب آسیا، آمریکای لاتین، اتحادیه اروپا، و حتی جنوب آفریقا، کشورها در معرض فرسایش قرار دارند و شمار دولتهای فرومانده و حکومتهای ناکارآمد در بدترین وضعیت قرار دارد. اقتصادهای جهان به سوی منطقهای شدن پیش میروند و کشورهای همسایه ایران به سوی فروپاشی و اولویت یافتن شدید امنیت بر توسعه حرکت کردهاند. نگرانی فروپاشی یا کند شدن شدید فرایندهای توسعهای حتی برای کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان نیز وجود دارد. این وضعیت، ایران را در «تله همسایگان» قرار میدهد، وضعیتی که برای بسیاری از کشورهای شمال و مرکز آفریقا وجود دارد.
10. ایران در معرض فرسایش تمدنی است. فرسایش تمدنی ناظر بر کاهش ظرفیت زیستپذیری جامعه، افزایش ظرفیتهای بیثباتی اجتماعی و سیاسی، ناکامی اقتصادی در برآوردن نیازهای جمعیت و قرار گرفتن در تله توسعهنیافتگی است.
11. بدیهی است که فرسایش تمدنی به کاهش ظرفیت دفاع از خود خواهد انجامید. دفاع از کشور در شرایط پیچیدهتر جهانی و منطقهای، نیازمند ارتقای فناورانه، توان اقتصادی بیشتر و مقابله با تهدیداتی است که ضربهپذیری ملی را افزایش میدهند.
12. بدون دست یافتن به نوعی از رژیم امنیتی در منطقه که هزینهکرد تسلیحاتی وسیع کشورهای رقیب ایران را کاهش دهد و ایران را نیز قادر به تأمین تسلیحاتی قابل رقابت با این وضعیت سازد، حفظ توازن استراتژیک پس از طی شدن بازه زمانی ده ساله دشوار خواهد شد. عدم موفقیت در ممانعت از تداوم روندهای تشریحشده به «فرسایش تمدنی-استراتژیک» ایران میانجامد. این فرسایش بدان معناست که:
13. نیازهای جمعیت فراتر از ظرفیتهای اقتصادی، منابع حیاتی، توان فناورانه، ظرفیت حکمرانی و ظرفیت اکولوژیک کشور افزایش یافته و تأمین نیازها به وضعیت بحرانی میرسد. (فرسایش تمدنی)
14. روابط تنشآمیز در سطح منطقهای و بینالمللی افزایش مییابد و در کنار عدم توازن میان سطح تهدید امنیتی و سطح تمهید ابزارهای مقابله با تهدیدات، فرسایش امنیتی رخ میدهد. (فرسایش استراتژیک). فرسایش استراتژیک ناشی از فاصله موجود و همچنین سرعت تعمیق شکاف میان ظرفیتهای استراتژیک ایران و کشورهای همسایه است.
15. ترکیب «فرسایش تمدنی» و «فرسایش استراتژیک» کشور را در «چرخهای قهقرایی» قرار میدهد که موجودیت تمدنی را در خطر قرار خواهد داد.
16. سیاست داخلی کشور در یکی از پرمناقشهترین اوضاع خود در چهار دهه گذشته قرار دارد.
17. فقدان اجماع سیاسی، رقابتهای گروههای سیاسی را از ورود به فاز «تفکر سیاستی» بازداشته است. اصل، دست یافتن به قدرت است بدون آنکه تصویر روشنی از سیاستهای حل مسائل وجود داشته باشد. آیا بهراستی ما میدانیم سیاستهای مد نظر گروههای اصلاحطلب یا اصولگرا برای حل مسائلی نظیر بحران آب، فرسایش خاک، ناپایداری مالی صندوقهای بیمهای و بهداشت و درمان، یا خروج از رکود چیست؟ آیا این گروهها مانیفست اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی یا فرهنگی روشنی دارند و ابتکار عمل خاصی را برای پیش روی مردم قرار دادهاند.