⁠⁣⁣دزدی پیرمردها از صندوق امانات hotton garden. ---------------

⁠⁣⁣دزدی پیرمردها از صندوق امانات hotton garden. ---------------

⁣⁣دزدی پیرمردها از صندوق امانات hotton garden
---------------
قسمت سوم و آخر


⁣برای جمع آوری مدرک بیشتر. اما دیدن اغلب تو ماشین تنها هستن و طبیعتا با کسی حرف نمیزنن. این بار اومدن چند تا مامور لباس شخصی فرستادن دنبالشون که ببینن کجا میرن، با کیا دیدار میکنن و چی میگن. این آدما حدود هفت هشت هفته اون چند نفر رو دنبال میکردن.

⁣آدم‌هایی رو آوردن که لب خونی بلد بودن. وقتی دزدا در کافه‌ای مستقر می‌شدن، درباره دزدی حرف میزدن؛ مثلا میگفتن عجب کاری کردیم، دزدی قرن رو ما انجام دادیم و از این حرفا. پلیس سعی میکرد از دور اینا رو لب خونی کنه. تصاویرشون رو شب و روز ضبط میکردن و ۲۴ ساعته تحت نظارت بودن.

⁣یه شب یکی از دزدا که لم داده بود به صندلی کافه، و مست بود، داشت تعریف میکرد که چطور با پمپ هیدرولیک دیوار فولادی رو تکون دادن. خیلی با آب و تاب تعریف میکرد. پلیس تمام تصاویر رو از دور ضبط میکرد و افراد زبده‌ی لب خونی رو آورد. کسایی که حتی لهجه‌های خیلی محلی رو بلد بودن.

⁣اما خب بازم برای بازداشتشون کافی نبود. میتونستن راحت انکار کنن. پلیس فقط شواهد جمع میکرد. منتظر بودن خطایی ازشون سر بزنه یا با جنس‌ها یه جا بگیرنشون.

⁣هفته‌ی هفتم، بالاخره مثل اغلب دزدی‌های لو رفته، دچار اشتباهی شدن که براشون گرون تموم شد. اغلب پیرمرد دزدی‌ها رو جایی خارج از خونه قایم کرده بودن بغیر از یکیشون که آورده بود خونه زیر سینک ظرفشویی قرار داده بود.

⁣همین دزد هم گفته بود به برادر دوست دخترش! که بیاد کمکش کنه. یعنی یک فرد خارج از تیم رو از این ماجرا باخبر کرده بود که نباید میکرد. قرار شود یک صبحی طلا و جواهرات رو ببرن بیرون آب کنن تا خونه نباشه. برادر زنش تاکسی میگیره که «کسی شک نکنه»

⁣با تاکسی میرن وارد یک پارکینگ میشن که پر از دوربین CCTV هست اونم با چند تا نایلون که دستشون بود و حاوی طلاها بود. پلیس هم همین رو میخواست که یکیشون رو با طلاها بگیره و مدرک داشته باشه. هنگامی که اینا تو پارکینگ داشتن نایلون‌ها رو در میاوردن، پلیس لندن ⁣همزمان به ۱۲ نقطه شهر حمله میکنه و همه‌شون رو میگیره. چرا همزمان؟ چون اگر این یارو رو تو پارکینگ میگرفتن ممکن بود بقیه فرار کنن، اما چون همه رو میشناختن، همزمان همه رو گرفتن که کسی فرار نکنه. حدود ۲۰۰ پلیس درگیر این عملیات شدن.

⁣بعد از گرفتنشون اینا خودشون رو به کوچه علی چپ میزنن. سرکار من اصلا با واکر راه میرم من کجا دزدی کردم؟ یکی دیگه میگفت: من اصلا با دستگاه اکسیژن نفس میکشم و آسم هم دارم این حرفا چیه میزنین. من کجا دزدی کردم.

⁣پلیس هم کل شواهد رو جلوشون گذاشت: تصاویر دوربین‌ها، ماشین، لب خونی‌ها و بقیه موارد. پلیس فقط یک نفر رو نتونست بگیره و اونم Basil بود که با حدود ۱۵ میلیون دلار جواهرات فرار کرده بود و هنوزم نگرفتنش.

⁣بدین شکل ماجرای دزدی الماس این پیرمردا خاتمه پیدا میکنه و مجرما هر کدوم به شش هفت سال زندان محکوم میشن. پلیس میگه پولهای برگشتی اون چیزی نیست که دزدیدن و بخش بزرگیش قایم شده و هیچکس هم نمیدونه دقیقا چقدر قایم شده. چون کسی آمار داخل صندوق‌ها رو نداشت.

⁣این ماجرای دزدی بخاطر سن و سال دزدها خیلی معروف شد. فکر کنم سه تا فیلم ازش ساختن و دو تا کتاب هم نوشته شده! من البته هیچکدوم رو ندیدم، فیلم‌ها ریویوی خوبی نداشت و ضعیف بودن ظاهرا.


لینک منبع این گزارش
------
@friedrish