♈️اصطلاحات مهم ارث:.. ابراء:.. صرف نظر کردن داین ازدین خود به اختیار ومیل

♈️اصطلاحات مهم ارث :

ابراء:

صرف نظر کردن داين ازدين خود به اختيار وميل 

ابوين : 

تثنيه اب ، پدرومادر را ازباب غلبه ابوين گويند 

ابوينے :

منسوب به ابوين ، صفت و نسبت فرزنداني که از يک پدر ومادر باشند ، در برابر ابي  وامے به کار مےرود .

ابے: 

منسوب به اب ، پدري ، از يک پدر ، در مقابل امي 

اجداد:

جمع جد ، نياکان ، پدران پدر ، پدران مادر 
هريڪ از ابوين پدر متوفے تاهرجا که بالا رود عنوان جد رادارد وجمع آن اجداد است وشامل ذکور واناث مے شود.

اجداد مرتبه اول :

پدرپدرومادرمادر، وپدرمادرومادرمادررا ڪه چهار نفرند اجداد مرتبه اول نامند که هرگاه يڪ نفر ازآنان موجود باشد اجدادمرتبه ثانے ارث نمے برند .اجداد مرتبه ثانے هشت نفرند زيرا براي هر يڪ ازاجداد مرتبه اول يک پدر ويک مادر مے باشد واجداد مرتبه ثالث شانزده نفرند وبرهمين قياس در هر مرتبه بعد دو برابر ميشود.

 اخوال: 

دایی .دایی ها

اخوه :

درباب ارث شامل برادران وخواهران هردو ميباشد

اخوه :

دارائے متوفے بعد ازکسر واجبات مالي ويوين وثلث راارث گويند وماليات برارث به آن تعلق ميگيرد يعنے مبلغ حاصل از جمع واجبات مالے وديون وثلث بايد ازدارائے مثبت ميت خارج ميشود باقيمانده متعلق ماليات بر ارث است زيرا عنوان ارث فقط برهمان باقيمانده صدق ميکند

استيفاء:

درلغت « طلب تمام کردن حق » ودر اصطلاح « استفاده از کاريا مال ديگرے با رضايت او » مطلق گرفتن 
اصطلاحات مهم ارث

اعمام :

عموها، برادر پدرها 

افاقه :

بهبود يافتن ، به هوش آمدن . در فقه هشيارے پس از مستي است وپس از بازيافتن عقل پس از جنون است 

اقارب: 

خويشان ، نزديکان ، بستگان 

 امور حسبي :

امورے که دادگاه ها مکلف اند به آن امور اقدام نموده وتصميمي اتخاذ کنند بدون اينکه رسيدگي به آنها متوقف بروقوع اختلاف ومنازعه بين اشخاص واقامه دعوے از طرف آنها باشد .

امي :

منسوب به ام ، مادرے ، از يک مادر، در مقابل ابے

️انحصار وراثت :

حصر وراثت ، درمفهوم  تصريق حصر وراثت ودعوے وراثت به کار ميرود وآن دعوايي است که بموجب آن وراث متوفي از دادگاه تقاضاي صدور تصديق به منحسر بودن وراث به عدد واشخاص معين ومعلوم مے نمايند .

اهليت:

صفت کسي که داراے جنون ، سفه ، ورشکستگے وساير موانع محروميت از حقوق ( کلاً وبعضاً ) نباشد ، در مقابل حجر به کارميرود .

صلاحيت شخص براے دارا شدن حق وتحمل تڪليف وبه کار بردن حقوق که بموجب قانون دارا شده است.
براي اينکه متعاملين اهل محسوب شوند بايد عاقل ، بالغ ورشيد باشند.

اهليت استيفاء :

صلاحيت شخص براے به کار بردن حقي  که دارا شده است مانند صلاحيت کبير براے معامله در اموال خود که در حال صغر آنها را ازپدر خود به ارث برده است .

 ايجاب :

واجب کردن ، لازم کردن مقابل نفي ، سلب
پذيرفتن
اعلام تعهد يا اعلام تمليڪ (  عقد تمليکي ) : مقابل قبول .

 بالسويه: 

برابر، به نحومساوے

تحرير ترکه :

مقصود ازتحرير ترکه تعيين مقدار ترکه وديون متوفے است.

ترکه :

اموالے ڪه از مرده باقي مانده باشد

تعصيب :

يعني دادن به عصبه وآن خويشاوند پدرے شخص است ،عصب در لغت به معني احاطه کردن آمده است وبه خويشاوندان پدرے از آن جهت عصبه گويندکه شخص را احاطه کرده وحمايت مينمايند در اصطلاح حقوقے رد مقدارے از ترکه را که از سهام صاحبان سهم زيادتر است به خويشاوندان پدرے  متوفے گويند .

در حقوق مدني زياده از سهم بين صاحبان فرض تقسيم ميشود .

ثلث :

يڪ سوم ، بخشي از ترکه که وصاياے مالي موصے تاآن ميزان بدون اجازه ورثه نافذ است .



🔴 وکیل خود باشیم.
_______________لینک کانال
https://telegram.me/hoghoghdananiran