جنگجویان قدیم

جنگجویان قدیم
وقتی می خواستند به جنگ بروند، شمشیرشان را تمیز می کردند، برقش می انداختند و وبا سنگ های مخصوص لبه اش را تیز می کردند.

اما آخرین و مهمترین کارشان قبل از رفتن به میدان، چرب کردن شمشیر بود.

چرب کردن شمشیر، باعث می شد که خون قربانی، قبل از خشک شدن و کُند کردن شمشیر، روی زمین بچکد تا شمشیر برای کشتن قربانی بعدی، به اندازه کافی تیز باشد!

این روزها

زبان ما، مثل همان شمشیر است، تیز و چرب و آماده برای زخم زدن به دیگران. زبانمان، شمشیریست که هر روز استفاده اش می کنیم، اما هیچ وقت کند نمی شود.

این روزها، ما زندگی نمی کنیم

جنگ می کنیم، اما نه برای فتح یک سرزمین یا حفظ یک امپراتوری بزرگ، جنگ ما بر سر چیزهای بی اهمیت است، مثل جای پارک ماشین، ریختن زباله، کرایه تاکسی, رانندگی بد و چرا این با من تماس نگرفت، چرا اون بابت فلان کار بهم تبریک نگفت، چرا این به من سلام نکرد و صدها چیز احمقانه دیگر.

از صبح تا شب، مدام تهمت می زنیم و فحش می دهیم و آدم ها را یکی پس از دیگری بر زمین می اندازیم.

روز که تمام می شود، با افتخار به میدان نبرد می نگریم و دلمان خنک می شود که این همه آدم را از دَمِ تیغ تیزِ زبانمان گذرانده ایم، اما حقیقت این است که این جنگ، برنده ای ندارد، همۀ ما در این نبرد بازنده ایم.

نویسنده:؟

@hkhezli