سلام. شب بخیر

سلام
شب بخیر
یکی از دوستان متنی فرستاد که خواندنش باعث شد تمام حرفهایی که امروز در دل شلوغی های نمایشگاه در ذهنم مرور میشد، دوباره رژه بروند.
همکارانم عزیزم،
نهمین نمایشگاه بورس، بانک و بیمه بالاخره بعد از دو سال آغاز به فعالیت کرد؛ اما به راستی در این به ظاهر بزرگترین رویداد مالی چه حاصل می شود برای بازارمان؟
محیط های اینچنینی تبدیل شده به فرصت هایی برای به رخ کشیدن دکور و تزیین، رنگ و لعاب و معرفی خدماتی که همه از آن خبر دارند. هستیم، بخاطر اینکه به رقبا بگوییم که ما هم هستیم.
اصلا نمایشگاه زده ایم که چه شود؟
دوست ظریفی امروز می گفت نمایشگاهمان تبدیل شده به فرصتی برای بازاریابی حضوری شرکت ها و نهادها، بین خودمان بماند، ولی بنظرم درست به هدف زده بود.
اگر نبود اندک تجدید دیدارهای دل انگیز و گفتگوهای دوستانه و آشنایی جدید با همکارانی که کمتر فرصت دیدار حضوری شان بود، شاید خستگی در روز اول برایم بیش تر هم میشد.
همراهان گرام، قصه ی توسعه نیافتگی واقعا غمگین کننده ست، استادی داشتم در درس اقتصاد توسعه، میگفت توسعه از ذهنمان آغاز میشود.

من هم بر همین اساس، یک درخواست دارم، بیایید همه باهم سه دقیقه به این جمله فکر کنیم که اساسا چرا نمایشگاه بورس باید برگزار شود، نتیجه شاید اندکی در تصمیمات و رفتارمان اثر بگذارد.
--------------------
راستی تا فراموش نکردم معذرت خواهی میکنم، بابت حضور کمتر و فعالیت کمتر در گروه تا پایان هفته جاری