🔗شرط موفقیت اصلاحات اقتصادی

🔗شرط موفقیت اصلاحات اقتصادی

«ایران سال‌ها‌ است در دام اقتصاد نفتی افتاده؛ درحالی که این کالا دیگر نمی‌تواند برای کشور درآمدزا باشد؛ از این رو نیاز است ریل اقتصاد تغییر کند و به سوی میدان دادن به بخش‌خصوصی پیش برود. تا زمانی که نسبت به این تغییر، نگاه جدی در مجموعه حاکمیت ایجاد نشود، هیچ دولتی نمی‌تواند عملکرد موفقی داشته باشد. یکی از راهکارهای تحقق این هدف، ایجاد اتاق فکر در مجموعه دولت است.» آنچه خواندید بخشی از عقاید محسن جلال‌پور، رئیس سابق پارلمان بخش‌خصوصی بود. او معتقد است 5 دلیل تاریخی برای شکل نگرفتن بخش‌خصوصی در کشور وجود دارد: «نفت»، «نحوه حکمرانی»، «مسائل سیاسی و امنیتی»،‌ «اقتصاد سیاسی و تقسیم منابع» و «مسائل فرهنگی.» بنابراین ضرورت وجود بخش‌خصوصی در این سال‌ها حس نشده است. در مقابل، خصوصی‌ها هم مورد انتقاد بسیاری از مقامات دولتی قرار گرفته‌اند که جلال‌پور در بخش دیگری از سخنان خود، برخی از انتقادهای وارد شده به این بخش را می‌پذیرد. از جمله این موارد، نبود صدای واحد در بخش‌خصوصی است که جلال‌پور آن را در نتیجه تشکل محور نبودن اتاق‌های بازرگانی می‌داند. «راه‌حل عارضه بنگاه‌های انحصاری»، «آثار حاشیه‌هایی که در اتاق‌ها وجود دارد» و «ساختار نابسامان تشکلی در اتاق» از دیگر محورهای صحبت‌های جلال‌پور است. در ادامه مشروح گفت‌وگو ی وی با «دنیای اقتصاد»را می‌خوانید.

رئیس‌جمهور روحانی در یکی از سخنرانی‌هایش گفت «در دو سال اخیر برای ما آشکار شد که بخش‌خصوصی واقعا ضعیف است، چراکه فضای بسیار خوبی برای صادرات در روسیه و چند کشور دیگر مهیا شد، اما دیدیم که تاجر قوی برای انجام این کار در کشور وجود ندارد.» دولت‌ها همواره تاکید دارند از ظرفیت‌های بخش‌خصوصی استفاده کنند؛ اما بخش‌خصوصی در عمل همیشه در حاشیه اقتصاد کشور قرار داشته است. چرا؟

به پنج دلیل تاریخی بخش‌خصوصی در ایران شکل نگرفته است. دلیل اول نفت است که باعث شده دولت از نقش‌آفرینی بخش‌خصوصی بی‌نیاز باشد. دلیل دوم به نحوه حکمرانی در کشور برمی‌گردد. دلیل سوم سیاسی و امنیتی است. دلیل چهارم ریشه در اقتصاد سیاسی و تقسیم منابع دارد و دلیل پنجم هم فرهنگی است. نفت باعث بی‌نیازی دولت‌ها به بخش‌خصوصی شده و به‌دلیل سازوکارهای نامناسب حکمرانی، بخش‌خصوصی عملا مجال رشد پیدا نکرده است. حکومت‌ها نیز در ایران همواره از قدرت گرفتن بخش‌خصوصی هراس داشته‌اند و ترجیحشان این بوده که بخش‌خصوصی وابسته‌ای را شکل و سازمان بدهند و در نهایت اینکه مردم نیز در سال‌های متمادی، به دلایل مختلف، چشم امید به دولت داشته و دارند. به این ترتیب هر سیاست‌گذاری برای اینکه بخش‌خصوصی بزرگ‌تر شود، عملا به محدود‌تر شدن این بخش ختم شده است. مثلا اصل 44 در ایران بازنگری شد تا بخش‌خصوصی آزادانه‌تر فعالیت کند؛ اما دیدیم عملا به سود این بخش تمام نشد یا خصوصی‌سازی که عملا به زیان بخش‌خصوصی تمام شد و بخش شبه دولتی را فربه‌تر کرد.

به چه دلیل همه آنها که زمانی مدافع خصوصی‌سازی بودند، اکنون در مخالفت آن سخن می‌گویند؟

هیچ‌کس مخالف خصوصی‌سازی نیست، همه مخالف روش اجرای آن هستند چون تقریبا همه اجماع دارند که اقتصاد ایران به بی‌نظمی و آنارشی رسیده است. از ابتدای دهه 70 بر طبل خصوصی‌سازی کوبیده و صدها شرکت را واگذار کرده‌ایم؛ اما براساس گزارش سازمان بازرسی کل کشور سهم بخش‌خصوصی واقعی از این فرآیند تقریبا هیچ است. نتیجه اینکه در ایران بنگاه‌های انحصاری دولتی و حاکمیتی شکل گرفته‌اند و مانع از نفس کشیدن بخش‌خصوصی شده‌اند. ما بنگاه‌های دولتی را به نهادها و شرکت‌هایی واگذار کردیم که اکنون به هیچ نهاد و سازمانی پاسخگو نیستند. در حال حاضر با بنگاه‌هایی مواجه هستیم که از نظر حقوقی، خصوصی تلقی می‌شوند؛ اما از نظر ساز‌و‌کارهای انگیزشی و تصمیم‌گیری خصوصی نیستند. بنگاه تا زمانی که دولتی بود، تحت ضوابطی عمل می‌کرد و به نهادهای نظارتی پاسخگو بود. امروز اما بنگاه‌های بزرگ واگذار شده به هیچ سازوکاری پاسخگو نیستند. بیشتر آنها مالیات نمی‌دهند و زیر بار حسابرسی و شفافیت هم نمی‌روند. به‌دلیل نفوذی که دارند، به راحتی به تسهیلات ارزان‌قیمت دسترسی دارند و قادرند قواعد بازی را به سود خود تغییر دهند. کدام کارآفرین بخش‌خصوصی قادر است با چنین بنگاه‌هایی رقابت کند؟ امروز اقتصاد ایران بیشتر از همیشه گرفتار عوارض بنگاه‌های انحصاری است. دامنه اثر‌گذاری بنگاه انحصاری وسیع است. بنگاه انحصاری علاقه دارد که ما با دنیا همیشه مشکل داشته باشیم. چون اگر مشکل ما با دنیا حل شود، هم جغرافیای تجارت تغییر می‌کند و هم بنگاه‌هایی وارد اقتصاد ما می‌شوند که بنگاه انحصاری نمی‌تواند با آنها رقابت کند. بنگاه انحصاری از رقابت می‌ترسد چون غرق در ناکارآمدی است. چون بویی از بهره‌وری نبرده و تداوم حیاتش بسته به انحصار است.
منبع:دنیای اقتصاد

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics