ناسیونالیسم یا ملی‏گرایی به اصالت دادن به تعلقات قومی و ملی نیز تعریف شده است

#مطالب_خواندنی
ناسیونالیسم یا ملی‏گرایی به اصالت دادن به تعلقات قومی و ملی نیز تعریف شده است.
برخلاف میهن دوستی كه مفهومی است غریزی و كاملا غیر سیاسی ناسیونالیزم یا ملی گرایی مفهومی كاملا سیاسی است. اندیشه یا فلسفه ای است كه در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی ان ملت دارد.
اگرچه عشق به میهن سابقه اى بس كهن در تاریخ بشرى دارد و رد آن را تا اساطیر مى توان پى گرفت، ولى ناسیونالیسم از مفاهیم متجددانه دنیاى مدرن است كه از عمر آن بیش از چهار سده نمى گذرد كه منشأ آن را به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه باز مى گردانند، اما به گواهى تاریخ و به حكم اوراق تاریخ نگاران ریشه هاى آن را در پیش از این مى توان جست.

🔻هدف ناسیونالیسم:
ناسیونالیسم، در تضاد با باور نوینی است که جهان میهنی(انترناسیونالیسم)نام دارد و طرفدار یکی شدن همهٔ مرزها و از میان رفتن مفهوم امروز «کشور» است. ناسیونالیسم با ارائه و بنیان مفاهیمی مانند «عشق به میهن» و یا «ملت‌پرستی» به جنگ با باورهای انترناسیونالیستی رفته و می‌کوشد کاستی‌های پدید آمده‌ از کارشکنی‌های سیستم‌ها و اشخاص «جهان‌میهن» را برطرف سازد.

🔸انواع ناسیونالیسم:
1)ناسیونالیزم پایه:
شامل اندیشه های هسته ای و زیر بنایی می شود و بیشتر جنبه پاتریاتیزم یا میهن خواهی دارد مانند حركت جون آو آرك در سال 1430 میلادی كه توانست رزمندگان فرانسوی را بر علیه استعمار گران انگلیسی متحد كند.این گونه ناسیونالیسم تا قرن 19 نتوانست از حالت پاتریاتیسم خارج شود ونمادی فلسفی پیدا كند.اما از زمان تبدیل حكومت ها به نظام حكومت ملی در قرن 19 این اندیشه گام به میدان فلسفی و اندیشه سیاسی گذاشت.

🔹2)ناسیونالیسم ،نیروی یكپارچه كننده:
ناسیونالیزم گروههای انسانی را به صورت یك ملت در می آورد و یا ملت های از هم گسیخته را یكپارچه میكند.
بهترین نمونه این مورد آلمان و ایتالیا در اروپای باختری هستند كه در گذشته به صورت موزاییكی جدا افتاده زندگی می كردند و پس از به هم پیوستن و یكپارچه شدن دو ملت را به وجود آوردند .
از دیگر نمونه های نقش آفرینی ناسیونالیزم در مقام نیروی یكپارچه كننده در قرن گذشته اتحاد دو یمن ،دو آلمان و دو ویتنام بوده است.
تلاش دو كره برای یكی شدن در دهه اخیر نشان دهنده دوام نقش آفرینی این نیرو بوده است.

▫️3)ناسیونالیسم نیروی جدا كننده:
این نقش آفرینی ناسیونالیسم بیشتر در كشورهای چند ملیتی موثر است.بهترین نمونه آن فروپاشی امپراتوریهای بزرگ قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است مانند امپراتوریهای اتریش،مجارستان ،عثمانی و ایجاد شماری از ملتهای كوچك در نتیجه آن .
در قرن بیستم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ،یوگوسلاوی و چكسلواكی نمونه های بارزی بوده اند.
این نقش آفرینی با تئوری سیركولاسیون (حركت) ژان گاتمن هماهنگی دارد .

▪️4)ناسیونالیسم نیروی آزادی دهنده:
این مسئله مهمترین هدف ناسیونالیسم به ویژه در قرن بیستم بوده است و بهترین نمونه آن كشورهای آزاد شده از بند استعماركلاسیك در قرن بیستم است.این نقش آفرینی تاریخی كهن دارد مانند:
جنبش های ایرانیان برای رها شدن از چیرگی خلافت عباسی كه سرانجام به تجدید بنای ملت ایران و آزادیش به عنوان كشوری مستقل منجر شد و از قرن سوم تا پیدایش مشترك المنافع صفوی دوام یافت كه این نمونه بهترین مثال از نقش آفرینی این نیرو در روزگاران كهن است در قرون جدید بهترین نمونه این نقش آفرینی را باید در جنبشهای استقلال طلبانه ملتهای آسیا و آفریقا از استعمار انگلیس و فرانسه جستجو كرد.

🔸5)ناسیونالیسم نیروی حیات بخش:
ناسیونالیسم مهمترین نیرو در جامعه انسانی است كه میتواند حیات ملی از دست رفته ملتی را به آنان بازگرداند.

منبع: کانال تفسیر سیاسی

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics