جمهوری در آستانه فروپاشی؟.. بخش دوم

جمهوری در آستانه فروپاشی؟

بخش دوم

رون چارلز در مقاله‌ای در واشنگتن‌پست نوشته است: در سراسر این صفحات زخمی وجود دارد که موجب می‌شود با نهایت عصبانیت عصر ترامپ را بررسی کنیم: یک ملت که از طریق ایدئولوژی انطباق‌ناپذیر و به‌وسیله سوءظن‌های گسترده منحرف شده است... هر دو خجالت‌آور و وحشتناک است. در بخش نقد کتاب تایمز نیز نوشته شده بود: کارکرد داستان همین است، زمانی برای بودن. نویسنده کتاب هم کسی جز عمر العقاد نیست که در مصر زاده شده و کتاب‌هایی هم از جنگ در افغانستان، بهار عربی و اعتراض‌های فرگوسن دارد و در روزنامه گلوب‌ اند میل کانادا نیز فعالیت می‌کند.

پیش از شارلوویتز، دیوید بلایت، استاد تاریخ در دانشگاه ییل، از پیش ‌برای ماه نوامبر قصد داشته کنفرانسی با موضوع «تفرقه آمریکایی، الان و آینده» برگزار کند. پرفسور بلایت می‌گوید: خطوط مشابه و قیاس‌ها همواره خطرناک هستند اما ما نهادها را تضعیف کرده‌ایم. در این میان ما نه تنها احزاب را به سمت دوقطبی شدن پیش‌ برده‌ایم بلکه احزاب را در معرض نابودی نیز قرار داده‌ایم. اتفاقاتی که در سال 1850 افتاد. او تصریح می‌کند: برده‌داری بیش از 15 سال باعث شد تا دو حزب عمده سیاسی از هم جدا شوند. حزب ویگ نابود شد که البته بعدها حزب جمهوری‌خواه جایگزین آن شد و حزب دموکرات را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرد. سپس این مورخ به قانون تامین خدمات درمانی اشاره می‌کند و می‌گوید: به عملکرد هر دو حزب خوب نگاه کنید. بلایت می‌افزاید: وقایع 1850 برای آمریکا چندان خوشایند نبود و در شوکی از حوادث فرو رفت؛ از جمله قانون فرار برده، رای دادگاه علیه تصمیم «درِد اسکات»، حمله جان براون و حتی جنگ‌های آمریکا و مکزیک. بلایت می‌گوید: هیچ‌کس این موارد را پیش‌بینی نمی‌کرد. اما آنها به اجبار مردم خود را تغییر دادند.

بلایت ادامه می‌دهد: حالا مردم ما نیز دچار همین تغییرات اجباری شده‌اند. در حال حاضر انتخاب ترامپ یکی از همین نشانه‌ها است و ما هنوز در پیچ و خم حساب و کتاب کردن‌هایمان هستیم. اما این چیز جدیدی نیست. ما با انتخاب باراک اوباما فکر کردیم که مسیر تازه‌ای را توانستیم بپیماییم اما اصلا این‌گونه نبود. او می‌گوید: یک مقاومت غیرقابل توصیف وجود دارد تا از مسیر درست حرکت نکنیم و سپس داستان‌های سریالی پلیس‌ها پیش می‌آید و مانند بمب‌هایی عمل‌نکرده در گذشته هم‌اینک منفجر می‌شود. این مصائب تنها به قطبی‌سازی نژادی مربوط نمی‌شود و دربرگیرنده تنش‌های هویتی هم هست.

بلایت تاکید می‌کند: ما می‌دانیم که در معرض خطر جنگ‌های داخلی یا چیزی شبیه آن قرار گرفته‌ایم. زمانی که یک انتخاب، یک مصوبه، یا یک رویداد یا اقدامی از طرف حکومت یا افراد رده بالا صورت می‌گیرد، کاملا از سوی یک حزب غیرقابل توجیه به‌حساب می‌آید و از سوی حزب دیگر بسیار مهم و قابل‌توجه می‌شود. او می‌گوید: ملت شاهد تغییرات تکان‌دهنده در آستانه جنگ داخلی بود و در دوران حقوق مدنی شاهد نا‌آرامی‌های اواخر دهه 1960 و جنگ با ویتنام بود. او می‌افزاید: این مسائل حتی در سال 2000 در دوران بوش و گور اتفاق نیفتاد، اما شاید به آن مرحله نزدیک شده بودیم. این غیرقابل تصور است که اکنون می‌تواند اتفاق بیفتد.

بلایت می‌گوید: تضعیف نهادهای سیاسی در تغییر افکار عمومی در دهه 60، نقش عمده‌ای داشت و درحال حاضر نیز نظر آمریکایی‌ها را درباره اعتبار موسسات تغییر داده است. امروز هم کداممان پای ایمان خود ایستاده‌ایم. شاید اف‌بی‌آی؟ خنده‌دار نیست؟ او می‌افزاید: با این همه مردان نظامی که ترامپ گرد هم آورده است، ما امیدواریم که ترامپ یک ادله مناسب برای استفاده از آنها در دولت خود داشته باشد. دیگر رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهوری نمی‌کند. کنگره در جای خود قرار ندارد که آن هم با کژکاری‌های فراوان روبه‌رو شده است و در آنجا مردانی گرد هم آمده‌اند که وظیفه‌شان گویی این است که ما را در تفرقه نگه دارند. حتی دادگاه عالی ما هم سر جای خود قرار ندارد و آن نیز به‌شدت سیاسی شده است. جورجی داونز، مورخ دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: در عصر بیداری شارلوتزویل صدای واحد از سوی سیاستمداران در محکومیت آن حوادث دلگرم‌کننده بود اما این دلیل بر آن نمی‌شود که ما مجددا در مسیر درست قرار گرفته‌ایم.در طول جنگ داخلی، بسیاری از سیاستمداران جنوبی و حتی جفرسون دیویس نیز در نهایت کار خود را به‌عنوان رهبران کنفدراسیون تمام کردند. اگر جامعه دوشقه باقی بماند، سرآخر سیاستمداران هم مجبور به انتخاب می‌شوند. داونز بر این باور است که نئونازی‌ها یا سفیدبرترپندارها بیشتر از اینکه معمار باشند پیام‌آوران فروپاشی بالقوه جمهوری هستند.

دنیای اقتصاد

بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics