در این برخوردها سوالی که بیش از هر بحث دیگری در تفکر نگارنده خودنمایی کرد این است که با توجه به پیشینه‌های همکاری و همصدایی‌های سی

در این برخوردها سوالی که بیش از هر بحث دیگری در تفکر نگارنده خودنمایی کرد این است که با توجه به پیشینه های همکاری و همصدایی های سیاسی – استراتژیکی ایران و روسیه، به ویژه در تاسیس و تحویل نیروگاه هسته ای بوشهر، و دیگر موارد از خلف وعده کردن های مکرر روسیه، آیا می توان بازهم به وفاداری مسکو به ترتیبات ژئوپولیتیکی با ایران اعتماد کرد؟ بدیهی است که پاسخ به این سوال نمی تواند امیدوار کننده باشد، چون اکتر دست اندرکاران مباحث سیاست خارجی در کشور ما ثابت کرده اند که نمی دانند در عالم سیاست پدیده ای به نام "اعتماد" وجود ندارد: یعنی اعتماد در معادلات و رابطه های سیاسی – استراتژیکی کالایی نیست که از قبل مهیا و آماده شده باشد تا به آسانی مورد استفاده طرف های درگیر این گونه معادلات قرار گیرد، بلکه اعتماد در عالم سیاست را باید آفرید: باید ساخت! یعنی در مراودات سیاسی و استراتژیکی یا در معادلات ژئوپولیتیکی برنامه ریزی کردن های دقیقی باید در کار باشد که بتواند همگام و همزمان با گسترش این گونه مبادلات و معادلات نفس اعتماد را نیز رشد ساختاری دهد. ولی در نگاه به سیاست خارجی تسامحی و تساهلی کشور ما که جز، آراستن ظواهر و نمادها به هزینه های بسیار بزرگ، با اصل مطالعه کردن های واقعی و برنامه ریزی نمودن های عالمانه و عمل گرایانه در روابط خارجی سر و کار ندارد، نشانه ای از توانایی زیربناسازی متکی بر توجه به بنیادهای ژئوپولیتیکی سیاست خارجی برای اعتماد آفرینی متقابل نمی توان یافت.
سوال دیگر در رابطه با شکل گیری های جدید ژئوپولیتیکی منطقه ای و جهانی یاد شده این است که آیا روسیه و چین می توانند از اثر گذاری رقابت های حاد ژئوپولیتیکی ایران و عربستان سعودی، تحریک و تشویق شده از سوی غرب در این ترتیبات جدید، بر هماهنگی های ژئوپولیتیکی موجود میان آن دو در صف آرایی های ژئوپولیتیکی در برابر ایالات متحده و متحدین غربیش جلوگیری کنند؟ پاسخ این سوال را هم باید در میزان درایت و هوشیاری دیپلماتیک چینی ها و روس ها جست و جو کرد و مهارت های دیپلماتیک به نمایش در آورده شده این هر دو قدرت در ژئوپولیتیک جهانی دو – سه دهه اخیر که زمینه های نسبتا امیدوار کننده ای را در این رابطه می تواند به دست می دهد. @p_mojtahedzadeh