معمای سکوت عربستان در برابر پیشنهاد مذاکره ترامپ به ایران.. بخش دوم

معمای سکوت عربستان در برابر پیشنهاد مذاکره ترامپ به ایران

بخش دوم

دلیل اول؛ امیدواری به رویکرد فراگیر ترامپ مبتنی بر مهار و فشار بر تهران و سد کردن نفوذ ایران در منطقه است. هزینه‌های کلانی که عربستان برای راضی کردن ترامپ برای فشار بر تهران متحمل شده است، نشانی از گفت‌وگو در خود ندارد. سعودی‌ها از بدو امضای برجام، کارزار تخریب این توافق را آغاز کرده‌اند و با به‌کار‌گیری شبکه لابی گسترده و پرنفوذ خود گام‌به‌گام ترامپ را به‌سوی نقض این توافق بین‌المللی سوق دادند. پیش‌تر نشریه آمریکایی «آمریکن کنسرواتیو» از دست‌های پنهان لابی ساکت اما موثر سعودی و تلاش اساسی این لابی برای متقاعد کردن دولت ترامپ به خروج از برجام پرده برداشت. به نوشته این نشریه، عربستان سعودی ۱۱ میلیون دلار در قانون موسوم به «قانون ثبت ارگان‌های خارجی» هزینه کرده که بخش اعظمی از آن به ایران مرتبط است. سعودی‌ها همچنین ۶ میلیون دلار برای سند‌سازی علیه ایران درباره بحران یمن به یک لابی ضدایرانی پرداخت کرده‌اند. خریدهای تسلیحاتی گسترده، برگزاری مانورهای مشترک، زمزمه‌های تشکیل ناتوی عربی و پیش از آن ائتلاف اسلامی مبارزه با تروریسم همگی نشان می‌دهد که سعودی‌ها، هزینه‌های کلانی را برای متقاعد کردن ترامپ برای مهار ایران متحمل شده‌اند که طبیعتا مذاکره می‌تواند بخش عمده‌ای از آن را بر باد دهد. در همین خصوص «مت دووس»، مشاور سیاست خارجی برنی سندرز نامزد سابق حزب دموکرات آمریکا برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶، معتقد است اینکه بگوییم ‎ترامپ مثل جریان کره‌شمالی نهایتا با ایران وارد مذاکره می‌شود، تفکری غلط است، زیرا یک صنعت تمام عیار در واشنگتن متشکل از حامیان مالی جمهوری‌خواهان و مشتری‌های منطقه‌ای همچون ریاض، تل‌آویو و ابوظبی شکل گرفته که روی درگیری با ایران سرمایه‌گذاری کلانی کرده‌اند، موضوعی که در مورد کره‌شمالی به این شکل وجود نداشت.

دلیل دوم؛ در مخالفت عربستان، به دورنمای این مذاکره برمی‌گردد. در واقع نگرانی اصلی عربستان از همان آغازین روزهای شکل‌گیری توافق هسته‌ای این بود که برجام سرآغاز گرایش دوباره آمریکا به ایران و در نتیجه کاهش قدرت عربستان در منطقه شود. به باور سعودی‌ها، اگر برجام مسیر تازه‌ای برای همکاری میان تهران و واشنگتن ایجاد می‌کرد، یک فاجعه برای ریاض رقم می‌خورد. در واقع مشخص نبودن دورنمای این مذاکره و نگرانی از تبدیل آن به یک مدل جامع گفت‌وگوهای منطقه‌ای بین ایران و آمریکا از دلایل اصلی عربستان برای مخالفت با درخواست ترامپ برای مذاکره مجدد با تهران است.

دلیل سوم؛ اعتقاد سعودی‌ها به بی‌فایده بودن مذاکره با تهران است. سعودی‌ها معتقدند در شرایط کنونی هرگونه مذاکره منجر به بقای ایران و برداشته شدن فشارها بر تهران می‌شود و نباید در شرایط موجود که شاهد همگرایی میان آمریکا، اسرائیل و دولت‌های عربی بر وجود خطر ایران هستیم، مذاکره‌ای صورت بگیرد. در همین ارتباط پل پیلار تحلیلگر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در «نشنال اینترست» با طرح این پرسش که آیا شباهتی میان مساله ایران و کره‌شمالی وجود دارد یا خیر، به نقش لابی عربی در مخالفت با این معادله احتمالی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «یکی از تفاوت‌های اساسی میان این دو مورد نحوه برخورد دیگر کشورهای منطقه است. در رابطه با کره‌شمالی، کره‌جنوبی از مذاکره با همسایه شمالی خود و تنش‌زدایی استقبال کرد. مون جائه این رئیس‌جمهوری کره‌جنوبی نقش اساسی را در مسیر مذاکره با کره‌شمالی و رهبر آن ایفا کرد. بر خلاف این شرایط رقبای سنتی ایران در منطقه که دولت ترامپ نیز سیاست خود در قبال خاور‌میانه را در هماهنگی با آنها ایجاد کرده است، خواستار هیچ‌گونه تنش‌زدایی میان واشنگتن و تهران نیستند. برای اسرائیل، عربستان سعودی و امارات‌متحده‌عربی ادامه خصومت و تنش واشنگتن و تهران باعث حفظ روابط عمیق خود با آمریکا شده، یک رقیب قدرتمند منطقه‌ای را منزوی نگه می‌دارد و توجهات جامعه‌ بین‌الملل را از نقاط ضعف خود منحرف می‌سازد.

دلیل چهارم؛ هم در توجیه مخالفت با چنین فرآیندی می‌توان به فقدان برگ برنده در نزد سعودی‌ها در شرایط موجود اشاره کرد. به‌زعم سعودی‌ها هرگونه مذاکره در شرایط موجود تاییدی بر نفوذ ایران در منطقه است، بنابراین ابتدا باید ایران را از وضعیت کنونی که دارای برتری نسبی در منطقه است، عقب راند، آنگاه در شرایط ضعف با آن مذاکره کرد.

بخش اول و سوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics