به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
*اهمیت استراتژیک پروژه جاده ابریشم برای چین چیست؟
*اهمیت استراتژیک پروژه جاده ابریشم برای چین چیست؟
پروژه جاده ابریشم یا بهتر بگوییم «ابتکار یک کمربند-یک جاده»(OBOR) چین در چندین سطح بطور زیادی اهمیت دارد.
اولا، OBOR زیر ساخت ها و چارچوبهای منسجمی را ایجاد می کند که تجارت در این مسیر کلیدی را به هم دیگر گره می زند. این تفاوت جدی بین طرح OBOR والگوهای متعارف جهانی سازی است. جهانی سازی متعارف توسط یک طرح جامع که توسط یک کشور قدرتمند مدیریت شود، هدایت نمی شود اما OBOR این کار را انجام می دهد.
ثانیا، این هدایت و راهنمایی تبعاتی هم دارد. اصلی ترین تبعات آن این است که چارچوب های زیرساختاری OBOR در چین متمرکز می شوند که این برای طرف چینی عالی است اما انشعابات متمایزی برای شرکای چین خواهد داشت که باید آنها این مسئله را به دقت مد نظر داشته باشند.
ثالثا، OBOR نه فقط خودش دارای اهمیت حیاتی است بلکه بخشی از یک استرتژی بزرگتر است که چین را در عرصه مالی و تجاری بین الملل جلو می برد. احتمالا OBOR می خواهد وسیله ای شود که از طریق آن تعاملات جهانی بطور جدی به جای دلار که در حال حاضر ارز جهانی است با RMB چین انجام شود. من بر این باورم که هدف نهایی چین که بعضا هم توسط خود چین اعلام می شود جایگزینی دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره برتر در سبد ارزها است که در آن RMB چین وزن برجسته ای خواهد داشت.
رابعا، OBOR تبعات ژئوپولتیک قابل توجهی بر جای خواهد گذاشت. بطور مثال گفته می شود OBOR تاثیرات زیادی بر توازن روابط هند و پاکستان برجای خواهد گذاشت. هند به این مسئله حساس شده است مثلا به توسعه بندر کلیدی پاکستان توسط چین. این مسئله باعث خواهد شد تا هند به آمریکا یا روسیه نزدیکتر شود.
خامسا، OBOR نوع جدیدی از جهانی سازی را ارائه می کند، نوعی که من آن را «جهانی سازی تکه تکه ای» نامیده ام. OBOR ساختاری است که از مجموعه ای از ترتیبات دوجانبه بین حدود ۶۵ شریک تشکیل شده است. این رویکرد موجب انعطاف در جزئیات ترتیبات در امتداد جاده ابریشم می شود، اما این طرح همچنین چین را در جایگاه داور در اصول اساسی تجاری در هر یک از این ترتیبات قرار خواهد داد. نتیجه نهایی احتمالا این خواهد شد که محوریت ادراک چارچوب های تجاری از غرب به سمت چین متمایل می شود.
سادسا، OBOR مبنایی را برای «مرحله بعد» در برنامه مدرنسازی اجتماعی چین ایجاد می کند. این طرح اساسی را ایجاد خواهد کرد که چین از طریق آن بتواند بطور موثری قدرت اقتصادی خود را در روابط تجاری و سرمایه گذاری خود در خارج اعمال کند که تحت سیاست این کشور در راستای حرکت به سوی اهداف اقتصاد کلان دولت چین است.
سابعا، همچنین OBOR شکل جدیدی از سیاست های تجاری و مالی هماهنگ شده را ارائه می کند. OBOR موفق است زیرا این طرح در دل یک پروژه بزرگتر که توسط بانک های زیرساخت و توسعه چین، برنامه های هدفمند قرض دادن، اتحاد استراتژیک با شرکای خصوصی خارجی و تعاملات برجسته کشور با کشورحمایت می شود، گنجانده شده است. تمامی این طرح ها برای دستیابی به یک هدف جامع و واحد است. تحقق اهداف تجاری و بازرگانی در طرحی که چین در محوریت آن قرار دارد قطعا هدفش تسریع توسعه اقتصادی داخل چین و همچنین اعمال نفوذ چین در امور جهانی است. به اعتقاد من OBOR حتی اگر بطور کامل مو فق نشود و فقط موفقیت های جزئی به دست آورد باز هم بطور زیادی به چین در تحقق اهدافش کمک خواهد کرد.
بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@Irgeopolitics