شوروی؛ روایتی از یک فروپاشی.. نویسنده: احمد وخشیته.. بخش سوم

شوروی؛ روایتی از یک فروپاشی

نویسنده: احمد وخشیته

بخش سوم

🔹فرجام: آیا اصلاحات عامل فروپاشی بود؟

هنگامی که یوری آندروپوف در سال ۱۹۸۲ به رهبری حزب کمونیست شوروی درآمد، مبارزه با فساد و اصلاحات اقتصادی را به شدت دنبال کرد و مسئولیت اصلاحات کشاورزی را نیز به میخائیل گورباچوف سپرد. اما پس از ۱۵ ماه درگذشت و چرنیکو جانشین وی شد تا بار دیگر شوروی در مسیر قبل ادامه مسیر دهد. اما وی کمی بعد در سال ۱۹۸۴ سکته کرد و نوبت به جوانترین عضو دفتر سیاسی یعنی گورباچوف رسید تا سکان رهبری شوروی را بر عهده بگیرد.

او به دنبال اندیشه‌های اصلاح طلبانه بود و از همین رو به افراد جوان و خوش فکر اقبال داشت. او اصلاحات وسیعی را رقم زد و مفهوم امنیت متقابل را در روابط ایالات متحده و شوروی مطرح کرد. رهبر جوان می‌دانست که رقابت‌های تسلیحاتی و جنون قدرت رهبران گذشته در مسیر ایدئولوژی حکومتی اقتصاد فاسد و ناکارآمد روزگار کشورش را رقم زده است و از همین رو برای جلوگیری از این تشدید کوشید و در یک از گام های نخست خود ارتش سرخ را از افغانستان بیرون کشید و به موازات آن پروسترویکا (بازسازی) و گلانوست (شفافیت) را دنبال کرد.

اگرچه گورباچوف همه تلاش خود را برای اصلاحات اقتصادی انجام می‌داد، اما افزایش تورم به دنبال چاپ اسکناس برای تامین کسر بودجه که سال به سال بر میزان آن افزوده می‌شد بر دشواری شرایط افزوده بود. از سوی دیگر اصلاحات و توسعه فضای باز سیاسی توسط وی سبب شده بود تا به واسطه مشارکت مردم در نظام سیاسی شوروی، انحصار از حزب کمونیست خارج شود.

در میانه‌ی این اصلاحات، اما کاهش قیمت نفت سبب شد ضربه سنگینی به اقتصاد دولت وی که هفتاد درصد درآمدش از صادرات نفتی بود، وارد آید.

برآیند همه آنچه از لنین تا او درون ساختار جکومتی ایدئولوژی محور شوروی رخ داد، سبب شد اصلاحات پایانی به مثابه نوش دارو بعد مرگ سهراب باشد و فرجام ۷۴ سال حکومت شوروی با کمترین خونریزی به پایان خود برسد.

واقعیت این بود که وضع موجود میان آن سال‌ها یک شبه به وجود نیامده بود و بحران‌ها تنها زائیده یک دولت نبود؛ میان همه این سال‌ها، جامعه شوروی درد ناشی از بحران هویت را فهم کرده بود و علاوه بر این، گرانی و آشفتگی اقتصادی که سر در فساد، سیاست‌های ناکارآمد و رویاپردازی حاکمیت شوروی داشت، سبب شده بود تا ملت این کشور از حاکمیت فاصله بگیرد؛ اگرچه به دلیل قدرت سیستم امنیتی و خفقان ناشی از دیکتاتوری موجود، اعتراض‌های اجتماعی در سطح وسیع بروز نمی‌کرد، اما نهایتا و به یکباره این سکوت در سایه اصلاحات شکست شد و تغییری بزرگ را به وجود آورد. شاید بتوان مدعی شد که اگر اصلاح ات گورباچوف وجود نداشت، این گذار با خونریزی وسیعی ناگزیر شکل می‌گرفت.

بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics