مثلث سرنوشت ساز؛ چگونه روسیه در مسئله خاورمیانه خود را میان ایران و اسرائیل قرار می‌دهد؟

مثلث سرنوشت ساز؛ چگونه روسیه در مسئله خاورمیانه خود را میان ایران و اسرائیل قرار می دهد؟

این مسأله هدف اصلی و رویکرد کلی روسیه را نشان می دهد. این کشور منابع و جاه طلبی لازم برای جانشینی امریکا به عنوان قدرت برتر خاورمیانه را ندارد - باری که برای خود امریکا نیز بیش از حد سنگین شده است. در عوض، مسکو به دنبال جایگاه میانجیگری است که روابط کارامدی با تمام طرفین درگیر دارد، اما در عین حال نمی خواهد مبدل به متحد یا مخالف تمام عیار هر یک از آنها گردد. موارد تعارض را می توان طبق شرایط مد نظر کرملین رفع نمود - مانند مورد ترکیه. اتحاد این کشور [با سایر کشورها] بنا به موقعیت و محدود است و قابل مقایسه با ناتو یا رابطه امریکا و اسرائیل نیست. حمایت روسیه از رئیس-جمهور بشار اسد مشروط است و ائتلاف آن با ایران نیز بنا به موقعیت صورت گرفته است.

روسیه ایران را بازیگری جدی و اغلب هدفمند تلقی می کند که نباید رفتار نسنجیده ای با آن داشت. در زمان تطابق منافع مسکو و تهران، این دو کشور تعامل سازنده ای با یکدیگر دارند. آنها 20 سال پیش با همکاری یکدیگر توانستند با ابزار دیپلماتیک توافق مورد مذاکره ای را برقرار کنند که به جنگ خونین داخلی تاجیکستان پایان داد. اوضاع این کشور از آن زمان معمولاً با ثبات بوده است. در سوریه، هر دو طرف مایلند به بشار اسد در دفاع از رژیم خود در برابر مخالفان مسلح کمک نمایند. اما همکاری آنها تا همین حد است.

روس ها که دستورکار منطقه گسترده تر تهران را ندارند، این مسأله را می پذیرند که ایران باید بخشی از حل و فصل بحران سوریه در کنار دیگر بازیگران منطقه از جمله عربستان سعودی باشد. آنها احتمالاً به اندازه کافی واقع گرا هستند تا درک کنند تهران مایل به حفظ نوعی ارتباط با نیروهای حزب الله است و روس ها این مسأله را نیز درک می کنند که حضور نظامی ایران و حزب الله در سوریه، به ویژه در نزدیکی بلندی های جولان، می تواند منبع بروز جنگ دائمی با اسرائیل گردد که این امر موجب تضعیف حل و فصل سیاسی مد نظر مسکو می شود که به شدت در تلاش است به آن دست یابد.

روسیه نظرات اسرائیل در مورد ایران را کاملاً نمی پذیرد. در نشست اخیر با نتانیاهو در آستانه تعطیلات پوریم (تعطیلات رسمی اسرائیل)، پوتین این مسأله را مطرح کرد که با ایران باید به طور معقول و بی طرفانه برخورد کرد. با این حال، این اقدام مسکو سابقه دارد که منافع امنیتی اسرائیل را جدی گرفته است. روسیه دیگر سیستم دفاع هوایی S-300 را به دمشق نمی دهد و در مورد حملات اسرائیل به اهداف حزب الله در داخل سوریه نیز اعتراضی نکرد و از زمان به کارگیری نیروی هوایی و پدافند هوایی خود در سوریه، از همان ابتدا با اسرائیل هماهنگ کرد تا حادثه ای بین نیروهای آنها پیش نیاید و تاکنون نیز این همکاری مؤثر بوده است.

منافع مسکو در سوریه مشروعیت بخشی به حضور نیروی دریایی و هوایی خود در این کشور پس از حل و فصل سیاسی بحران سوریه است. به رغم این که کماکان امکان نقض آتش بس وجود دارد، مبارزه علیه داعش شتاب گرفته است. با توجه به تداوم حضور عملیاتی نیروهای خارجی در سوریه، آینده این کشور نامشخص است. پس از حل و فصل این بحران، از نظر مسکو، تمام طرفین به استثنای روسیه که مجوز استقرار پایگاه را از دولت سوریه به دست آورده است باید این کشور را ترک کنند.

این پیش بیینی کاملاً غیر واقع بینانه است که روسیه به خاطر ایجاد روابط حسنه با دولت ترامپ یا حتی برقراری روابط بهتر با اسرائیل، ایران را کنار گذارد. روسیه کماکان به دنبال منافع خود در خاورمیانه خواهد بود که این امر مستلزم حفظ روابط کارآمد با تمام بازیگران بزرگ از جمله ایران است. با این حال، مسکو درک دقیقی از موارد موازنه حساس در منطقه نیز دارد که نباید مختل شود. از این نظر، روسیه وضعیت اسرائیل را کاملاً درک می کند.


نویسنده: دیمیتری ترنین - مدیر اجرایی بنیاد کارنگی در مسکو

مترجم: شهرزاد مفتوح - کارشناس ارشد مطالعات بریتانیا از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران


منبع اصلی: http://carnegie-mec.org/diwan/68257?lang=en