نگاه عمیق پوتین به دریای خزر.. اقداماتی که ایران می‌توانست انجام دهد و انجام نداد.. بخش دوم

نگاه عمیق پوتین به دریای خزر

اقداماتی که ایران می توانست انجام دهد و انجام نداد

بخش دوم

نویسنده: ام البنی پولاب

چهارم و مهمتر از همه این است که اصولا دریای خزر دریایی است که میان ایران و شوروی سابق تقسیم شده بود و اگر کشور حاشیه شمالی بخشی از بدنه خود را از دست داده است، دلیلی بر مداخله بر آب های بخش جنوبی و مربوط به ایران نخواهد بود. زهرا پیشگاهی فرد در کتاب مقدمه ای بر جغرافیای سیاسی دریاها آورده است: طبق ماده 13 قرارداد 1940 دریای خزر دریای مشترک میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی بوده است.

شاید برای ایران ترس از قرار داد 1921 که در آن روسها از حق کشتیرانی در بندر انزلی و تملک جزیره آشوراده برخوردار بودند، موجب شد که پیشنهاد تشریک منافع در دریا را به سه کشور جدا شده از شوروی سابق عنوان دارد. جمهوری اسلامی ایران پس از فروپاشی شوروی به منظور ایجاد چارچوب جدید برای همکاری پنج کشور ساحلی کنفرانسی را در تاریخ 17 فوریه 1993 ترتیب داد و در آن اعلام کرد که به جز ایران و روسیه کشورهای آذربایجان، قزاقستان، و ترکمنستان نیز دارای منافع در دریای خزر هستند.

اما واقعیت امروز این است که در حالی که ایران خواهان تقسیم برابر ساحل و بستر دریا بوده سه کشور دیگر موافق تقسیم دریا به اندازه طول سواحل هر کشور بودند و اینک بر اساس این کنوانسیون دریای سرزمینی هر یک از پنج کشور پانزده مایل دریایی آورده شده و تحدید حدود، تعیین محدوده بستر و زیر بستر منوط به نشست های آتی و توافق میان طرف های ذیربط شده است.

به نظر می رسد پیشنهادها و خواسته های پوتین در نشست اکتائو حاصل سالهایی است که ایران با اولویت قرار دادن نگاه امنیتی به دریای خزر از منافع اقتصادی و ژئو اکونومیکی آن چشم پوشی کرده است. مواردی که می توانستند مورد ادعای تاریخی ایران برای کسب حقوق بیشتر در این حوزه باشند عبارتند از:

- برداشت از منابع زیر زمینی نفت و گاز می توانست بیشترین امکان را برای ایران در جهت ادعای مالکیت بر بستر دریا فراهم آورد. این در حالی است که ایران در دهه های اخیر هیچ گونه فعالیت جدی در این زمینه نداشته است و کشورهای آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان با میراث به جا مانده از شوروی و با استفاده از مشارکت و تکنولوژی غربی ها توانستند موفق به اکتشاف منابع جدید و برداشت نفت و گاز شوند.

-ایجاد و ساخت سکوهای نفتی می توانست دلیل محکمه پسندی برای ادعای مالکیت و حاکمیت بیشتر باشد. ایران در یک پروژه سکوسازی جهت حفاری نفت از کف خزر اقدام به احداث کارخانه کشتی سازی و سکوسازی با استفاده از دانش و فناوری یک شرکت فنلاندی در نکای مازندران کرد که در فاز یک این پروژه تنها یک سکو ساخته شد و ساخت دیگر سکوها متوقف شده و تنها سکوی ساخته شده نیز برای مدتی به کشور ترکمنستان اجاره داده شد.

- از موارد دیگری که می توانست سیادت دریایی ایران را به اثبات برساند توسعه و گسترش کشتیرانی تجاری در دریای خزر بوده که اگرچه ایران با ایجاد شرکت کشتیرانی همچنین خرید و بهره برداری از چند فروند شناور تجاری با پرچم ایران به کشتیرانی در دریای خزر رسمیت بخشید، اما سایر کشورهای تازه به استقلال رسیده، بخصوص آذربایجان توانستند در زمینه حمل و نقل دریایی از ایران پیشی بگیرند به طوری که آذربایجان هم اکنون بزرگترین ناوگان حمل و نقل تجاری و نفتی را در دریای خزر دارا است.

- داشتن نیروی نظامی یکی دیگر از برتری جویی ها در دریاها است که ایران علیرغم دارا بودن شناورهای نظامی صرفا در زمینه های آموزشی و تربیت کادر آموزشی از آن استفاده کرده است. جمهوری اسلامی ایران همواره از دریای خزر به عنوان دریای صلح و دوستی یاد کرده است.

- دارابودن ناوگان صیادی صنعتی و پژوهش های تحقیقاتی شیلاتی یکی دیگر از برتری های دریایی است که ایران هیچ گونه سرمایه گذاری و پیشرفتی در این ارتباط نداشته و تنها به ماهیگیری سنتی در آب های نزدیک به ساحل اکتفا کرده است.

در مجموع پوتین با القای دید امنیتی به دیگر همپیمانان این نشست و با هراس از مناطق ناپایدار خاورمیانه مانند افغانستان با هدف ایجاد جنبشی نظام مند در برابر تروریسم توانست به اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی دست یابد که تاریخ روسیه از او به عنوان برنده نشست اکتائو یاد کند.

بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics