استعفای نواز شریف؛ نجات یا مرگ دموکراسی پاکستان

استعفای نواز شریف؛ نجات یا مرگ دموکراسی پاکستان

کارشناسان درباره کناره گیری نواز شریف از قدرت دو دیدگاه متفاوت ارائه کردند:

1- دادگاه عالی پاکستان:

برخی از کارشناسان دادگاه عالی پاکستان را اصلی ترین عامل برکناری نواز شریف از قدرت بیان می کنند. به اعتقاد این کارشناسان قوه قضائیه در پاکستان نهادی مستقل است و اقدامات و تصمیمات این نهاد در راستای وظیفه ذاتی این نهاد صورت گرفته است. به بیان دیگر دادگاه عالی پاکستان بدون در نظر گرفتن فشارهای سیاسی احزاب ونهادهای تاثیر گذار در پاکستان رای به سلب صلاحیت نوز شریف داده است و این تصمیم در یک کلام در راستای "حمایت از دموکراسی پاکستان" صورت گرفته است.

2- دادگاه عالی پاکستان ابزار نهادهای متنفذ:

برخی از کار شناسان بر این باورند که تصمیم دادگاه عالی پاکستان در صلب صلاحیت نواز شریف، تصمیم قوه قضائیه نبوده است بلکه دادگاه عالی پاکستان با اعمال نظر دیگر نهادهای دیگر این تصمیم را گرفته است. به بیان دیگر نظامیان به ویژه ای اس آی مرکز اطلاعات ارتش پاکستان در پشت پرده، هدایت و رهبری تصمیم دادگاه عالی پاکستان نقش اصلی را بر عهده داشته است. براین اساس نواز شریف اگر چه برای سومین بار است که از طریق انتخابات به قدرت رسیده بود، بار دیگر موفق نشد دوره 5 ساله خود را طبق قانون اساسی پاکستان به اتمام برساند. به اعتقاد این کارشناسان کناره گیری نواز شریف از قدرت که با رای مردم به نخست وزیری رسیده بود، حکایت از" مرگ دموکراسی" در پاکستان محسوب می شود .به هرتقدیر وضعیت پاکستان هم اکنون در شرایطی کاملا امنیتی به سر می برد و طرفداران نخست وزیر سابق این تصمیم دادگاه را ناعادلانه و به نوعی سرکوبگرانه می‌دانند.

نواز شریف هم گفته است که این برخورد، نشان گر مرگ دموکراسی در پاکستان است؛ حال آنکه مخالفین وی، این اتفاق را تجلی دموکراسی در پاکستان خوانده‌اند.اکنون این پرسش مطرح است که واقعا چه نهادی در کنار زدن نواز شریف از قدرت نقش اصلی را بر عهده داشته است؟ اگر چه کناره گیری نواز شریف این بار به اصطلاح با محمل قانونی صورت گرفته است، اما به اعتقاد نگارنده، نقش نهادهای اطلاعاتی ارتش را نباید در جابجایی قدرت در پاکستان نادیده گرفت. با مفروض قرار دادن عملکرد ارتش در هفت دهه گذشته پاکستان و همچنین فعالیتهای احزاب نزدیک به نهاد ارتش در ماههای اخیر و رویارویی آنها با نواز شریف، می توان به نقش تعیین کننده ارتش در کناره گیری نواز شریف از قدرت پی برد.

* کناره گیری نواز شریف؛ کودتای ارتش با زر ورق قضایی

اکنون آنچه مسلم است اینکه ،با رای 6 مرداد دادگاه عالی پاکستان، نواز شریف یک بار دیگر از ادامه مسیر نخست وزیری و تکمیل دوره پنج ساله این پست عالی، ناکام ماند.در طول تاریخ سیاسی پاکستان از زمان استقلال این کشور در سال 1947 تا کنون، هیچ یک از نخست وزیران پاکستان نتوانسته اند دوره پنج ساله قانونی را تکمیل کنند - البته فقط حزب مردم پیش از به حکومت رسید ن نواز شریف در سال 2013 موفق شدند ، دوره پنج ساله نخست وزیری را پشت سر بگذارند -تمام آنها بنا به دلایل مختلف از جمله کودتای نظامی و یا متهم شدن به فساد مالی، در نیمه راه، ناچار به ترک کرسی نخست وزیری شده اند. منحل شدن حکومت غیرنظامی پاکستان، یک سناریوی طولانی و همیشگی در پاکستان بوده است.

پاکستان کشور کودتاهای سیاسی و نظامی است. کمتر دولت غیرنظامی پاکستان بوده که موفق شده بدون تنش و دردسر دوران خود را به پایان ببرد و از سوی ارتش این کشور که قدرت مطلقه پاکستان به شمار می رود؛ منحل نگردد. اگر چه کناره گیری نواز شریف با رای دادگاه عالی پاکستان صورت گرفته و به اصطلاح با محمل قانونی این بار رای دادگاه عالی پاکستان باعث شد که نواز شریف از پست نخست وزیری کناره گیری کرده و خانه نشین شود.

اما اینکه چقدر رای و نظر نظامیان پاکستان که همیشه در پشت پرده تحولات بزرگ و سیاسی این کشور نشسته و نقش داشته اند؛ در این مساله دخیل بوده؛ موثر بودن آن را نمی توان کتمان کرد. چرا که در یک نگاه تقلیل گرایانه به این موضوع ،اگر قدرتی بزرگ به عنوان یک اهرم فشار قوی برای اعمال نظر دادگاه بر ضد نواز شریف وجود نمی داشت؛ قطعا نواز شریف از قدرت کناره گیری نمی کرد.

تسنیم

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics