🌱 نوروز و خوان نوروزی، میراث فرهنگ و اندیشه ایرانی:

🌱 نوروز و خوان نوروزی، میراث فرهنگ و اندیشه ایرانی:

جشن باستانی نوروز پیشینه ای به دیرینگی اسطوره ها دارد. پس از این که که جمشید و مردمانش در پناهگاه «ور جمکرد» از پس زمستان دراز نهصد ساله برآمدند و در روز هرمزد و فروردین ماه، بهار بار دیگر زمین را جانی دوباره بخشید،👇
همه کردنی ها چو آمد بجای
زجای مهی برتر آورد پای
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بران تخت اوی
شگفتی فرومانده از بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مرآن روز را «روزِ نو» خواندند
سر سال نو، هرمز و فرودین
برآسوده از رنج تن، دل ز کین
بزرگان بشادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار
به ما ماند ازان خسروان یادگار
(شاهنامه فردوسی، پادشاهی جمشید)

در باور ایرانیان به جز این مناسبت زمینی، دلیل مهم دیگری وجود داشت که فلسفه کلی آیین های نورزی هم چنان بر آن استوار است. همانگونه که از نام ماه برگزاری نوروز پیداست، فروردین، ماه فروهر هاست. فروهر ها پشتیبان آسمانی نهادینه شده در انسان در گیتی و یکی از پنج گوهر وجودی او را تشکیل می دهند که پس از مرگ مانند روان از تن او جدا می شوند. این فروهر ها در پایان سال به دیدار بازماندگان خود در جشن نوروز و فروردینگان می آیند؛ برای همین بود که در شب سال نو یا در آیین پنجه پایان سال بر بام ها آتش می افروختند تا فروهر های آسمانی آتش دودمان خویش را بازشناسند. آیین چهارشنبه سوری و بر سر مزار رفتن پنج شنبه آخر سال بازمانده هایی از این آیین هاست.

ایرانیان همواره در همه جشن ها و آیین های ملی و دینی خود، خوانی می گستراندند و آن چه می خواستند در آن جشن گرامی بدارند را در قالب چیدنی هایی و معمولا با تعداد هفت نوع چیدنی بر آن سفره می نهادند و یا خوراکی های آیینی که برای نذر و دهش (میزد) در جشن مصرف می کردند.
جشن بزرگ نوروز که مهم ترین جشن ملی ایرانیان است، نیز خوانی دارد که امروزه به «سفره هفت سین» معروف است. بنا به پژوهش های زبان شناسان و برخی شواهد تاریخی، خوان نوروزی همیشه هفت سین نامیده نمی شده، بلکه این نام معرب واژه «هفت چین» یا «هفت چینی» است که گاه به «هفت شین» و گاه به «هفت سین» معروف گشته و حرف «س» یا «ش» را در دوره های متاخر برای حرف نخست هر کدام از این هفت چیدنی بایسته شمردند. در واقع حرف نخست چیدنی ها در خوان نوروزی اهمیتی نداشته و این عدد «هفت» و تطابق مفهوم هر چیدنی با نماد یکی از هفت امشاسپندان مهم بوده است؛ با این که این مفاهیم اصیل و پرمغز ایرانی نهادینه در این هفت چیدنی در برخی از آن ها تا حدودی به فراموشی سپرده شده، اما هنوز در خوان نوروزی، بی سین یا با سین حضور دارند.
امشاسپندان شامل فروزه های اهورایی هستند که با خود اورمزد (خدای بزرگ دانا) وحدت دارند و درکنار نقش آسمانی که دارند و جایگاهشان در فلسفه و عرفان ایرانی، هر یک پاسدار یکی از دسته های آفریدگان اهورایی در گیتی نیز هستند. همچنین نام نخستن هفت روز هر ماه در گاهشماری ایرانی از این نام ها برگرفته شده است.
سپند مینو (اورمزد) پاسدار همه نیکی ها و سرود های آسمانی، بهمن پاسدار جانوران، اردیبهشت پاسدار آتش و روشنایی، شهریور پاسدار فلزات، سپندارمز پاسدار زمین، خرداد پاسدار آب ها و امرداد پاسدار گیاهان است. بدین ترتیب، کتاب مقدس نماد سپند مینو، شیر یا تخم مرغ نماد بهمن، شمع و آتش نماد اردیبهشت، سکه و آیینه نماد شهریور، نارنج در آب نماد زمین ، کوزه آب نماد خرداد و سبزه نودمیده نماد امرداد است.

این مفاهیم و نماد ها جزیی جدایی ناپذیر از هر فرهنگ هستند. اما با سعی برای جدا کردن این مفاهیم از ظاهر آیین ها، جامعه رفته رفته به سمت و سویی می رود که پیام و هدفی که یک فرهنگ از پس هزاره ها با خود آورده را به فراموشی بسپارند. راه حل چنین بحرانی از میان برداشتن این غنایم چند هزار ساله نیست؛ بلکه بهترین راه حل، شناساندن آن هدفی است که بنیان گزاران این فرهنگ آهنگ آن را داشته اند.

نوروز این بزرگ جشن ایرانی در سال ۲۰۱۰ به عنوان جشنی بزرگ با ریشه ی ایرانی و قدمت سه هزار سال ثبت جهانی مجمع سازمان ملل شده و هرساله سیصد میلیون نفر در گیتی نوروز را جشن می گریند و سال را نو میکنند. بنابراین ما ایرانیان عهده دار پاسداری از این میراث بزرگ ملی و جهانی و مفاهیم و معانی ریشه دار آن هستیم.



همچنین برای خواندن بیشتر در این باره نک:
👈 (گاهشماری و جشن های ایران باستان، هاشم رضی، صص۳۸۹-۳۹۵)
👈 (جهان فروری، بهرام فره وشی، صص ۵۷-۵۸)

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics