✅کدام دولت‌ها می‌توانند فقر و بینوایی را از بین ببرند؟ هر دولتی می‌تواند

✅کدام دولت‌ها می‌توانند فقر و بینوایی را از بين ببرند؟ هر دولتی می‌تواند. کدام دولت‌ها بهترین شانس انجام دادن آن را دارند؟ هر دولتی که سیاست‌های اقتصادی خوب را برگزيند.

✅تجربه نیم قرن گذشته نشان می‌دهد نه نوع نظام سیاسی و نه فرهنگ جامعه عامل تعیین‌کننده در رشد اقتصادی بالا و مداوم نیستند. رشد اقتصادی انفجاری و از بین‌برنده فقر، هم در دموکراسی‌ها و هم در دیکتاتوری‌ها به یکسان رخ داده است. این رشد در مناطق گوناگون و طیف گسترده‌ای از سپهرهای فرهنگی نیز به‌دست آمده است: کنفسیوسی شرق آسیا، هندویی جنوب آسیا، مسیحی جنوب آفریقا، و مسلمان جنوب شرق آسیا همگی مکان‌های رشد ادامه‌دار و از بین‌برنده فقر مطلق بودند. نکته دیگر اینکه، نه فقر عمیق، نه نبود نهادهای پیچیده پشتیبان رشد، مانع گشایش‌ها و پیشرفت‌های توسعه‌ای پایدار نبوده‌اند.

✅آنچه مهم و حیاتی است سیاستگذاری اقتصادی است و سیاست‌های خوب در هر جایی می‌تواند پدیدار شود. شانس موفقیت به تمایل حاکمان در تحمل ریسک‌های سیاسی و مقاومت در برابر وسوسه‌های اتکای آسان به رانت نفت و سایر منابع طبیعی و کمک‌های خارجی وابسته است. شانس موفقيت همچنین به قوه تشخیص و بصیرت فکری حاکمان بستگی دارد. آن به ویژه بستگی تام و تمام به این دارد که آیا حاکمان کشور با تحلیلگرانی مشورت می‌کنند که طرفدار پذیرش نظام بازار و اقتضائات آن هستند یا در عوض به دادوفریادهای کسانی توجه می‌کنند که با وجود شواهد خلاف ادعاهای‌شان، بر این امر پای می‌فشارند که بازار خدمتکار دولت است یا که باید باشد.

✅در چين توانایی کمک به رشد اقتصادی، معيار اصلی ارزیابی عملكرد مقامات محلی، استانی و وزارتخانه‌ای بود. به این ترتيب این مقامات، انگيزه قوی یافتند تا کارآفرینی را تشویق کنند و انگيزه‌شان برای دزدیدن منابع عمومی کمتر شود و فعالان اقتصادی خصوصی را همچون طعمه و شكار نبينند. حقيقتاً در نظام‌های غيردمكراتيک که پيشرفت شغلی تنها یا تقریباً به روابط شخصی بستگی دارد، فساد اغلب به‌حدی بالاست که رشد اقتصادی را در نطفه خفه می‌کند. مادامی که فكر و ذکر یک مقام رسمی وابسته به حكومت، ترویج ایدئولوژی حکومت و مراقبت از امنيت حاکم بر سر قدرت باشد او معمولاً خود را مجاز می‌بيند تا مرتكب دزدی و غارتگری شود حال هر اندازه که تعهد شعارگونه شخص حاکم را به درستكاری و رشد اقتصادی شاهد باشيم. اما در چين پس از مائو، جایی که حتی مقامات وفادار اگر به رشد سریع اقتصادی کمک نمی‌کردند کنار گذاشته می‌شدند، منفعت شخصی هرکدام از مقامات حكومتی در این بود که از دزدی گسترده خودداری کنند. وجود رویه‌های مفسده‌آميز، جلوی گسترش زیرساخت‌ها را گرفته و سرمایه‌گذاری را تضعيف می‌کرد، که درنتيجه رشد اقتصادی و حرفه سياسی مقام مسئول را به خطر می‌انداخت.

✅در همين ارتباط، رهبران عالی چین اثبات کردند که توانایی مهار اشتهای خویش برای منافع مادی آنی را دارند. رهبران نه تنها به مردم اجازه دادند تا به موفقيت مادی برسند و اولویت در انتصاب را به مقاماتی دادند که شكوفایی اقتصادی را ترویج کنند، بلكه همچنين جلوی وسوسه خویش را برای کشتن غازی که تخم‌های طلایی می‌گذاشت، گرفتند. رهبران چين مجبور شدند به فعالان بخش خصوصی اجازه دهند، تا بدون ترس از مصادره ثروت خویش یا مجبور کردن آنها به شراکت با خودشان با این شرط که رقبای آنها را از میدان به در می‌کنند و انحصار ایجاد می‌کنند، به شكوفایی برسند.

✅شيوه چينی متفاوت از آن‌چيزی است که در بيشتر دیگر کشورهای درحال توسعه، شامل کشورهای شوروی سابق، آفریقا و خاورميانه دیده می‌شود، جایی که کسانی که ثروتی خلق می‌کنند نوعاً احساس می‌کنند که باید درآمدهایشان را پنهان کنند، آنها را به خارج بفرستند یا بخش بزرگی از آنها را جدا کنند و به شكل زیرميزی به چنگ حاکمان فاسد درآید. فساد در چين رواج دارد. اما مقامات دولتی معمولاً غازهای تخم طلا را از دم تيغ نمی‌گذرانند. در عوض، مقامات حكومتی غازها را تشویق می‌کنند تا تخم‌های طلایی بيشتری بگذارند و در این ميان شاید یک یا دو تخم را برای خودشان بردارند تا غاز طلایی جدیدی از تخم سربرآورد و سپس به کسب‌وکار برای خودشان بپردازند و شروع به گذاشتن تخم‌های طلایی جدید در کنار سایر غازهای مقدس بخش خصوصی کنند. ميل وافر رهبران چين در اولویت‌دهی به رشد اقتصادی، شرایطی ایجاد کرد که مساعد و راهگشا برای سرمایه‌گذاری بود. ميزان درستكاری و صداقت عمومی در چين درخشان و عالی نيست، اما از بسياری از دیگر کشورهای درحال توسعه بهتر است.

مرکز پژوهش‌های مجلس
نام گزارش: چرا فقط برخي كشورها موفق به رشد توليد و فرار از فقر مي‌شوند؟ (با تأكيد بر تجربه چين)
شماره مسلسل: 15591
تاریخ انتشار : 1396/09/18