نوشتههایی از همه جا درباره اقتصاد و اجتماع با تاکید بر رابطه قدرت و ثروت مسیر ارتباطی: @jafkheir
🔹نظم اجتماعی دسترسی محدود و سرنوشت عربستان (۲) 🔹
🔹نظم اجتماعی دسترسی محدود و سرنوشت عربستان (۲)🔹
آیا عربستان به سوی نظم دسترسی محدود پایه و حتی شکننده عقبگرد میکند؟
✅درآمدهای سرشار نفتی عربستان سعودی در حکومت سلطنتی موروثی با ساختار رانتیر و صف دراز شاهزادگان و رهبران دینی و قبیلهای، که به شکل بازوهای واسطهای، امور را سامان میدهند منشا فسادهای بسیار زیاد است. خبرهای درزکرده از انواع و اندازه رشوهها، نشان میدهد فساد در این کشور کاملا ریشه دوانده است. اما همین فسادها چسب نگهدارنده حکومت هم بوده است. در لایههای پایینتر نیز دولت خدمات رفاهی و اجتماعی رایگان به همه میدهد و مردم نیز در عوض سکوت میکنند و کاری به سیاست ندارند. اگر بن سلمان در مبارزه با فساد جدی باشد (که به احتمال زیاد نیست) و بخواهد قرارداد اجتماعی قدیم را حذف کند با اینکار ریشههای حکومت خود را قطع میکند. در واقع او میخواهد در عرصه سیاسی به شکل دسترسی بسته و محدود عمل کند و مخالفان و احیانا منتقدان خود را به بهانههای مختلف دستگیر و سرکوب کند اما در عرصه اجتماعی و اقتصادی به شکل باز و رقابتی رفتار کند.
✅آیا او قادر به مدیریت چنین شرایطی خواهد بود؟
ما تا از عمق پشتیبانی و مخالفت درون خاندان سلطنتی عربستان از بن سلمان مطلع نباشیم نمیتوانیم درباره موفقیت و شکست آتی وی گمانهزنی درستی بکنیم و تنها میدانیم ریسک سیاسی فعالیت اقتصادی در عربستان سعودی فعلا بالا رفته است. بیشتر خبرها میگویند عملیات دستگیری یکشنبه پیشدستی بنسلمان در برابر کودتای مخالفان بوده است. بلوکه کردن حسابها و احتمالا مصادره ثروت مخالفان که حدود ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود تقریبا برابر با تولید ناخالص داخلی سالانه عربستان است. بنسلمان در صحنه جهانی به پیشتیبانی دولت امریکا و خصوصا شخص ترامپ و داماد وی دل بسته است.
✅مسیرهای احتمالی پیشاروی عربستان چه خواهد بود؟
هادی خسروشاهین در شماره این هفته نشریه صدا، رفتارهای بنسلمان را به اصلاحات رضاشاهی در نود صد سال پیش شبیه میداند. اگرچه داوری درباره بنسلمان هنوز زود است اما سه سرنوشت برای وی متصور هستم که به زمان حال هم نزدیکتر است.
1️⃣نخستین آن اینکه بن سلمان یک سلطنت خودکامه نوگرا بوجود آورد که شباهت به شاه ایران در دهه ۱۳۴۰ دارد. بنسلمان از اسلام میانهرو و گشاده به جهان و ادیان دیگر سخن میگوید. حاکم جوان و جدید عربستان بیش از اینکه به دین و سنتهای مردم توجه داشته باشد به خارج نگاه میکند که جامعه جهانی چه تلقی نسبت به وی دارد. (همان رفتاری که شاه پیشه کرد و بیش از آنکه صدای مردم را بشنود نگران قضاوت رهبران کشورهای غربی و تیتر و تفسیر فلان نشریه خارجی از کارهای خود بود.) البته بنسلمان امیدوار است با برخی اصلاحات پشتیبانی بیشتر بخشها و گروههایی از جامعه را به سمت خود جلب کند. اما او با اصلاحات شتابان اجتماعی و اقتصادی که از ظرفیت و هضم جامعه سنتی عربستان خارج است اسلامگرایان سنتی و محافظهکاران را به مخالفان اصلی خود تبدیل میکند. درنتیجه او همانند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران با افول درآمد نفت و رشد تورم، شکستی تماشایی خواهد خورد و کل نظام سلطنتی حاکم بر عربستان را هم با خود به قعر تاریخ میبرد.
2️⃣سرنوشت دوم اینکه بنسلمان با تحکیم و تمرکز بیشتر قدرت در دستان خود و ترویج شعارهای ملیگرایی پانعربیسم، چهرهای مقتدر و توسعهطلب که باب میل بیشتر مردم عربستان باشد، شبیه پوتین در روسیه یا حتی اردوغان در ترکیه به نمایش بگذارد. موفقیت پوتین و اردوغان در حذف موفقیتآمیز همه دشمنان خود باعث تشویق شاهزاده جوان به چنین سیاستی خواهد شد.
3️⃣اما هولناکتر از همه برای عربستان و منطقه خاورمیانه در پیش گرفتن رفتاری مانند صدام است. او شاید خود را بهترین شخص برای سردمداری اصلاحات عمیق جدید در عربستان بداند. اما این خطر هست که به یک دیکتاتور تمام عیار غیرپاسخگو با تمام تبعات نامناسبی که این تمرکز قدرت دارد تبدیل شود. پاکسازی که ولیعهد عربستان درون قصر انجام داد شباهت زیادی به پاکسازی مخالفان صدام در زمانی دارد که وی رسما مقام دوم در حزب بعث را داشت اما در واقع رهبر کشور بود. صدام پس از رسیدن به پست ریاستجمهوری در سالهای بعد، پاکسازی کامل را شروع کرد و دستور انتقام گرفتن و اعدام هر کسی را صادر کرد که کوچکترین مخالفتی با وی داشت. در ادامه هم خشم و جاهطلبی خود را به جنگ افروزی با کشورهای همسایه رسانید.