قصیدهٔ۶..۱۵. من قرین گنج و، اینان خاک‌بیزان هوس. من چراغ عقل و، اینان روزکوران هوا

قصیدهٔ۶

۱۵. من قرین گنج و، اینان خاک‌بیزان هوس
من چراغ عقل و، اینان روزکوران هوا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
قرین: همنشین.
گنج: استعاره از شعر. (رک به بیت قبل)
بیز: بن مضارع از بیختن، غربال کردن.
خاک: استعاره از شعر پست حاسدان.
خاک‌بیز: کنایه از کسی که برای حصول مقصود به کارهای سخت و پست اقدام کند.‌ شاعر در این تعبیر، خاک‌بیزی کارگاه‌های زرگری را نیز در نظر داشته است، هنوز هم خاک این کارگاه‌ها را برای پیدا کردن خردترین اجزای طلا اجاره می‌کنند.
خاک‌بیزان هوس: آنان که از روی هوس خاک می‌بیزند؛ یعنی شعر پست می‌گویند.
چراغ عقل: اضافهٔ تشبیهی، عقل در نوردهی و روشنایی به چراغ مانند شده و خاقانی خود را در نور دادن و روشن کردن به چراغ تشبیه کرده است.
روزکور: کنایه از اشخاص فاقد بصیرت و دانایی.
روزکوران هوا: آنان که پیروی از هوای نفس بصیرتشان را کور کرده است.
اشاره است به بخشی از آیهٔ ۱۷۹ سورهٔ اعراف:
لَهُم قلوبٌ لا یَفقَهون بِها وَ لَهُم اَعیُنٌ لا یُبصِرون بِها و لَهُم اذانٌ لا یَسمعونَ بِها.
ایشان را دل‌هایی است که بدآن نمی‌فهمند و چشم‌هایی است که بدآن نمی‌بینند و گوش‌هایی که بدآن نمی‌شنوند.

معنی: من بر روی گنج نشسته‌ام و شعرای دیگر در جست‌جوی پاره‌ای طلا بیهوده خاک می‌بیزند. من چراغ عقلم و این کسان به سبب هوا و خواهش نفس روزکور و از فیض نور بی‌بهره‌اند. (شاعر خود را برخوردار از گنج شعر می‌داند و حسودان و منکران شعرش را گدا و خاک‌بیز می‌گوید.)

@khaghanieshervani