شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۲..۵۳. زو بازمانده غاشیهدارش میان راه. سلطان دهر گفته کهای خواجه تا کجا
قصیدهٔ۲
۵۳. زو بازمانده غاشیهدارش میان راه
سلطان دهر گفته که ای خواجه تا کجا
🍃🍂🍃🍂
غاشیه: زینپوش
غاشیهدار: غاشیهکش، کسی که غاشیهٔ امیر یا بزرگی را میبرد که چون پیاده شود، بر زین افکند، کنایه از غلام و چاکر که منظور جبرئیل است.
سلطان دهر: پادشاه جهان، کنایه از جبرئیل و به این خاطر سلطان دهر خوانده شده است که عقل دهم است و فلاسفه به آن عقل فعال میگویند و در زبان شرع، جبرئیل و روحالقُدُس نامیده میشود. او فیّاض است و عقول و نفوس انسانی را از قوت به فعل میآورد و واهبالصُّور و واسطهٔ فیض است به موجودات عالم کون و فساد و صور جمیع اشیا در آن است و حاکم است بر جهان سفلی (فرهنگ علوم عقلی)
خواجه: سیّد، آقا، بزرگ، در ادبیات فارسی لقبی است برای پیامبر(ص)، خواجهٔ رسل، خواجهٔ عالم و خواجهٔ بعث و نشر، منظور پیامبر(ص) میباشد.
سعدی میفرماید:
گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت
شاید که ز مشّاطه نرنجیم که زشتیم
(کلیات سعدی، ۸۰۰)
معنی: پیامبر(ص) در معراج آنچنان در آسمانها فرارفت که جبرئیل که غاشیهدار حضرت بود، از همراهی بازماند و گفت: ای سرور کاینات تا کجا باید رفت؟!
اشاره است به سخن جبرئیل در معراج: وَ لَو دَنَوْتُ أَنمُلَةً لَأَحْتَرَقْتُ، اگر یک سرانگشت پیش بیایم، خواهم سوخت. (شرح گلشن راز لاهیجی، ۶۳۶)
@khaghanieshervani