قصیدهٔ۲..۵۷. در سور سر رسیده و دیده به چشم سر. خلوت‌سرای قدمت بی‌چون و بی‌چرا

قصیدهٔ۲

۵۷. در سورِ سِر رسیده و دیده به چشمِ سَر
خلوت‌سرای قِدمت بی‌چون و بی‌چرا

🍃🍂🍃🍂
سور: دیوار قلعه و شهر.
سورِ سِر: اضافهٔ تشبیهی.
چشم سَر: چشم ظاهر و مادی که اعتقاد خاقانی به جسمانی بودن معراج پیامبر را می‌رساند. همان‌گونه که نظامی نیز اعتقاد دارد:
دید پیمبر نه به چشمی دگر
بلکه بدین چشم سر این چشم سر (مخزن‌الاسرار)

خلوت‌سرای قدمت: بارگاه دیرینه و ازلی الهی‌.
بین «سِر» و «سَر» جناس ناقص(محرّف) و نیز بین «سور» با «سِر» و «سَر» جناس زاید است.

@khaghanieshervani