قصیدهٔ۷..۲۸. هم زبانش تیغ و هم تیغش زبان نصرت است. این سراید سر وحی و، آن کند درس غزا

قصیدهٔ۷

۲۸. هم زبانش تیغ و هم تیغش زبان نصرت است
این سراید سرّ وحی و، آن کند درس غزا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
بیت صنعت لف و نشر مرتب دارد.
___________________

۲۹. تیغ حصرم‌رنگ و بر وی دانه‌دانه چون عنب
بخت کرده ز آن عنب نقل و ز حصرم توتیا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
حصرم: غوره.
تیغ حصرم‌رنگ: تیغی که به رنگ حصرم به سبزی زند و این کمال خوبیِ آهنِ تیغ است.
عنب: انگور.
نقل: نوعی حلوا، شیرینی.
ز حصرم توتیا: (نک: قصیدهٔ۶؛ بیت۱۳)
دانهٔ عنب: نقوش روی تیغ را به دانه‌های عنب مانند کرده است، و نیز ایهامی به قطره‌های خون دشمنان بر روی شمشیر دارد.
بین «عنب» و «حصرم» تناسب است.

معنی: بخت از شمشیر سبزرنگ او توتیا را از لکه‌های تیغ او که مانند دانه‌های انگور است، شیرینی و حلوا ساخته است.

@khaghanieshervani