قصیدهٔ۲..۳۶. نطقش معلمی که کند عقل را ادب. خلقش مفرحی که دهد نفس را شفا

قصیدهٔ۲

۳۶. نطقش معلّمی که کند عقل را ادب
خُلقش مفرِّحی که دهد نفس را شفا

🍃🍂🍃🍂
مفرِّح: شادکننده، هرچیز شادی‌بخش و نشاط‌آور، داروی مقوی دل که در آن سودهٔ یاقوت و زر تعبیه کنند.
مصراع دوم اشاره است به خطبهٔ ۱۰۸ نهج‌البلاغة، طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أحْكَمَ مَرَاهِمَهُ، وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ، يَضَعُ مِنْ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ، مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ، وَ آذَانٍ صُمِّ، وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ:
طبيبى است كه در ميان بيماران مى‌گردد، تا دردشان را درمان كند. داروها و مرهم‌هاى خود را مهيا كرده است و ابزار جراحى خويش گداخته است. تا هر زمان كه نياز افتد آن را بر دل‌هاى نابينا و گوش‌هاى ناشنوا و زبان‌هاى ناگويا برنهد.

بین کلمات نطق، معلم، ادب و مفرِّح، خلق، شفا تناسب است.

@khaghanieshervani