شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۲..۴۲. از آسمان جنیبه برون تاخت قدر او. هم عرش نطعش آمد هم سدره متکا
قصیدهٔ۲
۴۲. از آسمان جنیبه برون تاخت قدرِ او
هم عرش نطعش آمد هم سدره متّکا
🍃🍂🍃🍂
جنیبه: اسب یدک و کتل، اسبی که در پهلو و جنب حرکت میکند.
نطع: بساط و فرش چرمین، مجازاً به معنی مطلق فرش و گستردنی.
سدره: درخت کُنار که بالای آسمان هفتم که منتهای اعمال مردم است، قرار دارد و آن را سدرةالمنتهی گویند. حدّ رسیدن رسیدن جبرئیل همانجاست.
در آیههای ۱۴-۱۶ سورهٔ نجم از سدره سخن رفته است: عِندَ سِدرةِالمُنتَهی، عندَها جَنَّةالْمَأویٰ، إذْ یَغشیٰ السِّدرَةَ ما یَغشیٰ؛ در نزد سدرة المنتهی که بهشت (جایگاه مؤمنان است) در نزد آن است، هنگامی که آن سدره را آنچه پوشاننده است(از نور و زیبایی و فرشتگان) احاطه کرده بود.
متکا: اسم مفعول که در معنی اسم مکان به کار رفته است، تکیهگاه.
از این بیت به بعد خاقانی وارد مبحث معراج میشود.
معنی: پیامبر(ص) به سبب قدر و منزلت خود اسب را از آسمان گذراند؛ آنچنانکه عرش، فرش او قرار گرفت و سدره تکیهگاه او شد.
@khaghanieshervani