شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۸..۷۵. چه باید رفت تا روم، از سر ذل. عظیمالروم، عزالدوله اینجا؟
قصیدهٔ۸
۷۵. چه باید رفت تا روم، از سر ذُل
عظیمالروم، عزّالدوله اینجا؟
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
روم: (رک: همین قصیده؛ بیت۴۴).
ذُل: خواری، ذلت.
عظیمالروم: لقب سلاطین و قیاصرهٔ روم، صاحب «بیان الادیان» ص۱۶ نوشته است: و قیصر را عظیمالرّوم و طاغیةالرّوم و کلبالرّوم خوانند. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی) اما در اینجا منظور آندرونیکوس کمننوس است.
غزّالدوله: ارجمندی و عزّت دولت و حکومت، لقب دیگر آندرونیکوس کمننوس است.
معنی: شاعر خطاب به خود میگوید: چرا باید از سر خواری به روم بروم وقتی بزرگ و عزیز دولت اینجاست.
@khaghanieshervani