شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۶..۱۳. ترش و شیرین است قدح و مدح من، تا اهل عصر. از عنب میپخته سازند و ز حصرم توتیا
قصیدهٔ۶
۱۳. ترش و شیرین است قدح و مدح من، تا اهل عصر
از عِنب میپخته سازند و ز حصرم توتیا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
ترش: ضد شیرین، استعاره از تلخ و ناگوار.
قدح: نکوهش.
مدح: ستایش.
عنب: انگور.
میپخته: ترکیب وصفی، در برابر می خام، شراب جوشانیده که دو ثلث آن به جوشانیدن تبخیر شده باشد و آن را سیکی مینامند و گرمی و گیرایی می خام را نداشته؛ از این رو نوشیدن آن را روا میدانستند، عرب این کلمه را معرب کرده، مَیبُختَج گوید. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)
حصرم: غورهٔ انگور، انگور نارس.
توتیا: سرمهٔ مصنوعی را گویند که اکسید مس را با سنگ آهک و آبغوره در کوره حرارت داده، مادّهٔ سفیدرنگی به نام توتیا به دست میآید که برای شستشوی چشم و افزایش نور آن به کار میرفته است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)
بین «ترش و شیرین» و «قدح و مدح» تضاد و بین «قدح و مدح» جناس لاحق است و «عصر» در معنی «عصاره و افشره» که در اینجا مراد نیست، با «ترش و حصرم» و «عنب و شیرین» ایهام تناسب دارد و بین «ترش و شیرین» با «قدح و مدح» و «عنب و حصرم» لف و نشر مشوّش است.
معنی: تا زمانی که مردم روزگار از انگور شراب میسازند و از غوره توتیا، نکوهش من برای ایشان ترش و ناگوار و ستایش من برای آنها شیرین و خوشگوار است.
@khaghanieshervani