شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۴..۹. یتیموار در این تیم ضایع است دلت. برو یتیمنوازی بورز چون عنقا
قصیدهٔ۴
۹. یتیموار در این تیم ضایع است دلت
برو یتیمنوازی بورز چون عنقا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
یتیموار بودن دل: اشاره است به غریب بودن دل در این عالم و دور افتادن از عالم ملکوت.
تیم: کاروانسرای بزرگ، استعاره از دنیا.
عنقا: سیمرغ، پرندهای افسانهای که زال پسر سام را در کوه البرز پرورش داد و در جنگ رستم و اسفندیار به یاری رستم آمد.
عنقا پرندهای است دراز گردن که دارای وجودی فرضی است و کسی او را ندیده است. (تعبیر عنقای مُغرب برای وصف مرتبه ذات یا غیبالغیوب در عرفان اسلامی با توجه به این نکته است)
جایگاه عنقا مانند سیمرغ در کوه قاف بوده است. خاقانی عنقا را بیشتر با سیمرغ یکی دانسته است.
شمسالدین آملی در نفائس الفنون آورده است: در زمین اصحابالرأس مرغی بس عظیم با چهارپای و روی مانند آدمی و با پرهای الوان و به افراط درازگردن پیدا شده بود؛ هرجا که کودکی دیدی، ببردی. آن قوم پیش حنظلة بن صفوان، که پیغمبر ایشان بود، رفته و از آن شکایت کردند. حنظله دعا کرد، حقتعالی آن مرغ را در بعضی از جزایر انداخت و آن در جزایر فیل و اژدها شکار کرده، میخورد. (به نقل از لغتنامه)
بین «یتیم» و «تیم» جناس زاید است.
@khaghanieshervani