قصیدهٔ۷..۷. هم در او افعی گوزن‌آسا شده تریاق‌دار. هم گوزنانش چو افعی مهره‌دار اندر قفا

قصیدهٔ۷

۷. هم در او افعی گوزن‌آسا شده تریاق‌دار
هم گوزنانش چو افعی مهره‌دار اندر قفا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
گوزن‌آسا: مانند گوزن، مصراع اول اشاره است به اشک چشم گوزن که طبق عقیدۀ قدما پادزهر بوده است. (فرهنگ اشارات، سیروس شمیسا)
خاقانی در تحفة العراقین، ص100 نیز بدان اشاره کرده است:
تریاک‌ده اوست مشک‌ده او
چون چشم گوزن و ناف آهو

تریاق: معرب تریاک، ضد زهر، پادزهر، مأخوذ از یونانی، معجونی مرکب از داروهایی چند که زمانی آن را دوای مخصوص همۀ اقسام سموم حیوانی می‌دانستند.
مهرۀ افعی: به اعتقاد قدما مار مهره می‌اندازد و اگر کسی مثلاً زنی به این مهره دست یابد، هرچند بسیار زشت باشد، به شدت مورد محبت قرار می‌گیرد. مهرۀ مار ظاهراً استخوان سر مار است. خواجه نصیر در «تنسوخ‌نامه» ص 142، می‌نویسد: مهرۀ مار گرد است و آن را از سر مارهای بزرگ می‌گیرند. مهرۀ مار را چون بر موضع زخم مار نهند، زرداب از آن روان گردد و تمامت زهر بیرون آید. مهرۀ مار مشهور است و به عربی حجرالحیّة گویند. در «مخزن‌الادویه» آمده که آن را اقسام است: قسمی است معدنی و آن را مارمهره گویند: بعضی گفته‌اند در معدن زبرجد به هم می‌رسد و آن زبرجدی رنگ مایل به سیاهی و خاکستری است به شکل نگین مربّعی از یک مثقال تا دو مثقال: دوم مهره‌ای که در عقب سر بعضی از افاعی هست و در بعضی نیست، چون از گوشت جدا کنند نرم و بعد حجریّت پیدا می‌کند و به تفاوت است، مجعول نیز می‌باشد. امتحان اینکه بر جای گزیدۀ مار بچسبد چون شیر بر آن ریزند، منجمد و متغیر شود و چوت جذب تمان سم کرده باشد، دیگر نچسبد. (فرهنگ اشارات، سیروس شمیسا)

معنی: بر اثر جلال و شکوه شاه همۀ آسیب و گزندها از صیدگاه رفت و عوامل محبت و خوبی گرد آمد؛ آنچنان که گوزن مهرۀ مار دارد و افعی تریاق.

@khaghanieshervani